خیانت

با خیانت طرف مقابلم چه کنم؟

همانطور که می دانیم در زندگی هیچ تضمینی وجود ندارد که زندگی مشترک و یک رابطه ی عاطفی تا ابد پایدار بماند ، ارتباط عاطفی ممکن است به شیوه های مختلف از بین برود که یکی از این شیوه ها خیانت یکی از طرفین است ، هر چند که در بسیاری از مواقع خیانت زمانی رخ می دهد که جدایی عاطفی پیش از آن رخ داده است و فرد در بستر خلا عاطفی و مسائل بین فردی رابطه ای را شکل داده است.

بطور کلی خیانت یا بی وفایی در هر ارتباطی ممکن است تعریف ویژه ای داشته باشد ، زیرا از نگاه هر فرد ممکن است با توجه به ارزش ها و سلایق خیانت و بی وفایی تعریف مجزایی داشته باشد با این حال زمانی که یک رابطه بعد عاطفی و جنسی پیدا می کند خیانت مطرح می شود به ویژه زمانی که بعد عاطفی در آن نقش پر رنگی ایفا می کند.

اما ممکن است بپرسیم چرا این اتفاق افتاد ، من هرگز انتظار چنین رویدادی را نداشتم و در واقع شگفت زده و شوکه شدم ، در قدم اول باید بدانیم که عوامل زیادی ممکن است یک رابطه را از بین ببرد و ما معمولا از این عوامل بیخبریم و این بی خبری متاسفانه سنگینی برای ما خواهد داشت اما یکی از این عوامل می توان سوق دادن طرف مقابل به سوی خیانت و یا تشویق غیر مستقیم باشد ، مانند بازخورد به عدم تعهد در طرف مقابل این تفکر را ایجاد می کند که در واقع تعهدی در این رابطه نخواهد بود و در نتیجه ممکن است که تعهد را در رابطه ای دیگر بجوید.

از سوی دیگر باید بدانیم که در وهله ی اول نقش خود را در این رویداد باید بسنجیم ، بدون اینکه خود را متهم و محکوم کنیم و طرف مقابل را عاری از خطا ببینیم زیرا به این روش در واقع رفتار و منش طرف مقابل تبرئه و توجیه شده است و این تله و خطای خطرناکی است که هرچند قعطا در طی رابطه بارها و بارها اتفاق افتاده اما یکی از دلایل خراب شدن یک رابطه است.

در برخورد با این موضوع مهمترین عامل صادق و صریح بود فرد با احساساتش است ، چرا که بی شک فرد دچار خشم ، غم و دوست داشتنی است که به تمامی هر یک از اینها اهمیت دارند ، خشم از عدم تعهد و آسیبی که از طرف مقابل متوجه فرد شده ، غم از رخداد هایی که تحت کنترل ما نیستند و بر انها تضمینی  وجود ندارد و یک رابطه ممکن است سرانجامی آنطور که می خواستیم روی نداده و عشق و صمیمیتی که پیش از این برای یک رابطه سرمایه گذاری شده است یک شبه از بین نمی رود و به همین دلیل متحمل خشم و غم شدید خواهد شد ، با این حال پذیرش احساسات هر چند سخت و درد ناک اما بهترین کاری است که فرد می تواند انجام دهد ، به جای توجیه کردن خشم خود ، رفتار طرف مقابل یا انکار و نادیده گرفتن ، چرا که نادیده گرفتن آسیبی که جانب فردی متوجه ما می شود لازمه ی نادیدن ما توسط خودمان است بنابراین بدین شیوه نمی توانیم هرگز از دیگران انتظار داشته باشیم که انتظارات و نیازهای ما را برآورده کنند و به عبارت دیگر در یک رابطه مورد توجه قرار بگیریم.

در چنین رخدادی بسیار مهم است که فتار طرف مقابل را بسنجیم و بدانیم در چه وضعیتی قرار دارد ، آیا چنین اتفاقی به معنای اتمام و مرگ یک رابطه است یا کماکان می توان به احیای آن امیدوار بود؟ باید بدانیم اگر فردی که خیانت کرده است این مساله را حتی با وجود شواهد انکار می کند یا فرد خیانت دیده این مساله را انکار می کند این اتفاق به احتمال بسیار زیاد مجددا رخ خواهد داد ، از سوی دیگر فرد پس از این رویداد احساس ندامت و پشیمانی کرده و سعی بر جبران آسیب دارد ، در چنین شرایطی ممکن است این اتفاق مجددا رخ ندهد اما انچه که از هر چیزی مهم تر است نگاه و رویداد مقتدرانه و بالغانه فرد در درجه ی اول نسبت به خود و احساساتش و نسبت به شریک عاطفی اش است که می تواند با بررسی و مشورت یک فرد متخصص تصمیم به ادامه و یا اتمام این رابطه بگیرد.

ارغوان قندی – رواندرمانگر پویشی

پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *