سمینار رایگان “چه اندازه از رابطه ي قبلي ام بگويم؟”

سوالاتی که پیش می آید این است که اصلا بگویم یا نه؟ یا اینکه چه زمانی بگویم؟ و یا چقدر بگویم ؟

اینطور به نطر می آید که با گفتن هر مطلبی یک اتفاقی در رابطه می افتد.

سمینار رایگان “چه اندازه از رابطه ي قبلي ام بگويم؟”

سوالاتی که پیش می آید این است که اصلا بگویم یا نه؟ یا اینکه چه زمانی بگویم؟ و یا چقدر بگویم ؟

اینطور به نظر می آید که با گفتن هر مطلبی یک اتفاقی در رابطه می افتد.

-یادآوری خاطرات خوب:

هر چیزی که یادآور خاطرات خوب گذشته من باشد را نگوییم بهتر است،

مثل اینکه بگویم غذای این رستوران خیلی خوب است من قبلا با دوست دخترم  آمده ام.

گفتن این حرف باعث این میشود که شریک عاطفی حس دست دوم بودن داشته باشد،

یا حس حسادت داشته باشد و احساس کند که این حس خوب تجربه دونفره شان نیست

و طرف مقابل قبلا  این حس خوب را با شخص دیگری داشته است.

گفتن این خاطرات سه حالت را در طرف مقابل ایجاد میکند:

۱-حس مقایسه شدن

۲-حس حسادت

۳- این سوال پیش می آید که آیا با تو هم میتوانم این حس و خاطره خوب را داشته باشم؟

-برنامه هایی که با شریک عاطفی قبلی ام داشتم:

مثلا قصد داشتم با او مسافرت بروم ولی نشده این یعنی من یک سری برنامه هایی از پیش داشتم

که تو باید آنرا تمام کنی و این یعنی من باید برنامه های از پیش تعیین شده توسط کس دیگری را به پایان برسانم

و حق انتخاب ندارم و دچار نوعی خودسانسوری میشوم و در مقابل عمل انجام شده قرار میگیرم.

-فلانی هم خواستگار من بود یا من را میخواست:

گفتن این مسایل باعث ایجاد حساسیت و احساس عدم امنیت میشود.

در واقع با گفتن این حرف میخواهیم عقده حقارت خود را بر طرف کنیم،

و یا انتظارات غیر واقع بینانه خود را به طرف مقابل انتقال میدهم.

-بیان ویژگی های کسی که با او در رابطه بودم:

مثل اینکه بگویم اون پسر پولداره یا بگویم اون دختر که خیلی خوشگل بود.

با گفتن این ویژگی ها در واقع داریم میگوییم چه چیزی برایمان مهم است

و استانداردهای خود را بروز میدهیم که ممکن است واقعت برایمان خیلی هم مهم نباشد.

و از طرفی میگوییم که من روابط شکست خورده ای هم داشته ام که در آن ناکام بوده ام،

و با این کار ممکن است طرف مقابل من را با همین موضوع به چالش بکشاند و حس حقارت در من ایجاد کند.

-روابط شکست خورده قبلی:

از روابط شکست خورده قبلی نباید صحبت کرد چون این معنی را میدهد

که اگر طرف مقابلم من را طرد نکرده بود من همچنان او را دوست داشتم و در رابطه با او میماندم.

-گفتن اینکه تو شوخ ترین آدمی هستی که تا حالا با او دوست بودم:

با این کار داریم نوعی استاندارد تعیین میکنیم که به عنوان مثال تو از همه دوست هایم شوخ تر هستی

و از تو شوخ تر هم هست و البته به نوعی اشاره به افراد زیادی که با آنها در رابطه بوده هم دارد.

-تکلیف منو روشن کن:

در اصل باگفتن این حرف این را انتقال میدهیم که تو انتخاب من نیستی و نقش ابزاری داری.

-رفتارهای رمانتیک قبلی:

گفتن اینکه من عادت دارم روز تولدم سورپرایز بشم باعث ایجاد حس بد در طرف مقابل میشود.

-از شکست عشقی خود نگویید:

مثل اینکه بگویم من با نفر قبلی دعوا کرده ام این یعنی من یکبار این را تجربه کرده ام و تو نمیتوانی دوباره من را اذیت کنی.

-روابط فیزیکی و جنسی:

اصلا گفته نشود.

در اصل ما اصلا به طرف مقابل اطلاعات نمیدهیم تا زمانی که که او بپرسد.

اما آنچه که مهم است این است که طرف مقابل من چرا میپرسد؟ کی میپرسد؟ وچقدر میپرسد؟

باید بدانیم که اگر کسی روی موضوعی حساس است و سوالات زیادی در آن مورد میپرسد پس حتما با آن موضوع چالش دارد.

و باید بدانیم که چه زمانی حق طبیعی ما است که بدانیم.

مثلا زمانی که رابطه عاطفی مان خیلی عمیق نیست باید اطلاعات بیشتری در اختیار طرف مقابل قرار دهیم،

تا با دانش بیشتری نسبت به خودمان و شرایط تصمیم گرفته شود.

و اینکه هنگامی که از ما سوالی پرسیده میشود باید بدانیم که گذشته ما مربوط به خودمان است

و ما مالک آن هستیم و میتوانیم آنرا کاملا پنهان کنیم،

اما در صورتی که این اطلاعات کمکی به تصمیم گیری میکند باید؛

۱-سریع ۲-کوتاه ۳- بدون شرمندگی ۴-ساده پاسخ بدهید.

گفتن حرفهایی که لزومی ندارد موجب میشود تا:

مقایسه، حسادت، ترس اینکه آیا تو هم میتوانی؟ دست دوم بودن

حساس شدن به جزییات رابطه قبلی، انتظارات غیر واقع بینانه

تعین استاندارد های سخت و غیر واقعی نسبت به طرف مقابل  داشته باشیم.