سمینار رایگان “چگونه با کمترین آسیب از رابطه خارج شویم؟”

در واقع ما باید در درونی ترین لایه های وجودی خودمان به دنبال برطرف کردن این مشکلات باشیم

که این مشکلات، مشکلاتی مثل عزت نفس پایین/دلبستگی نا ایمن/طرحواره های ناسازگار/ مشکلات شخصیتی/بی مهارتی هستند.

سمینار رایگان “چگونه با کمترین آسیب از رابطه خارج شویم؟”

اگر بخواهیم اشاره ی کوتاهی به محتوای این سمینار داشته باشیم،

میتوان به سه نوع دیالوگی اشاره کرد که در پنج سال اول زندگی در اثر انتظارات غیر واقعی فرد از مادر و والد شکل میگیرد و ناکام می ماند،

که این موجب احساس خشم و در نتیجه احساس گناه میشود.

این سه دیالوگ مثل؛ “من بدم- تو بدی- تو فکر میکنی من بی عرضه ام”.

هریک از این دیالوگ ها پیامد خود را دارد.

مثلا؛ باور به اینکه من بدم، الگوی از خودگذشتگی، ایثار و نقش قربانی و سرویس دهنده در رابطه را شکل میدهد.

باور به اینکه تو بدی، الگوی باج گیرنده و فرد همیشه طلبکار را شکل میدهد.

و این تفکر که تو فکر میکنی من بی عرضه ام، الگوی بدبینی افراطی را شکل میدهد.

در این حالت فرد از خود واقعی اش دور شده و به تدریج به یک شخصیت نمایشی تبدیل میشود.

تبعات این سه تفکر:

در صورتی که کسی جزء گروه اول باشد و بخواهد رابطه راترک کند معمولا دچار احساس گناه  و افسردگی میشود،

چون خود را  لایق میداند که طرد شود و به طرف مقابل حق میدهد که طردش کنند و خود را در موضع ضعف میبیند.

معمولا در این حالت افراد وجدان به شدت قدرتمندی دارند.

در صورتی که تو بد باشی (گروه دوم) بعد از اینکه از طرف مقابل جدا شویم میگوییم همه مردها/ زنها بد هستند یا…

حتی این افراد خشم زیادی را در طرف مقابل ایجاد میکنند تا تنبیه شوند و به نحوی ثابت کنند که  طرف مقابل بد است.

در واقع الکی دعوا و بحث راه می اندازند تا تنبیه شوند.

این افراد معمولا خودشان رابطه را تمام میکنند و یا کاری میکنند که رابطه تمام شود،

و دایم به دنبال انتقام هستند و به شدت ازارگر هستند.

در حالت سوم چون افراد به شدت بدبین هستند روابط زیادی را تجربه میکنند چون روابط سطحی دارند.

این آدمها خودشان رابطه را به سمت پایان سوق میدهند.

این افراد به دلیل همان سرزنشها و برچسبهایی که خودشان به خودشان میزنند طرف مقابل را ترک میکنند

و همان برچسبها را به او میزنند و به طرف مقابل فشار زیادی وارد میکنند،

و در عین حال سرویس زیادی هم میدهند و حمایتگرهای قوی هستند.

هر سه گروه این افراد در تعامل با منبع عشقی(یعنی مادر یا اولین فردی که به او دلبسته میشوند) مشکل دارند،

که باعث میشود در روابط هم دچار مشکل شوند.

در هنگام جدایی، ما عموما با این سه مشکل روبرو هستیم،

که باعث میشود سخت جدا شویم و حتی در هنگام رابطه هم دچار مشکل میشویم،

مثلا افرادی که در روابط خود هیچ انتظاری از طرف مقابل ندارند (گروه اول)

و یا کسی که سراسر نیاز است ( گروه دوم) و گروه سوم نیز افرادی هستندکه؛

مبنای بی اعتمادی دارند و دلایل متفاوت و منطقی برای بی اعتمادی خود بیان میکنند.

۱۰+۱ راهکار برای کاهش اسیبهای خروج از رابطه:

۱) سعی کنید تا حد امکان با یک احساس خوشایند دوطرفه به رابطه پایان دهید.

۲) بدانیم که زندگی در دنیای واقعی جریان دارد و این جدایی به دلایل متفاوتی اتفاق افتاده است.

۳)  واقعیت را بپذیریم و اجتناب و انکار را کنار بگذاریم.

(یعنی بپذیریم که بدون طرف مقابل هم میتوانیم زندگی کنیم و به خود اعتماد داشته باشیم.به دنیای تخیلات پناه نبریم.)

۴) ایستادن و دور زدن ممنوع است و نباید بحث و مشاجره کرد و نباید برای بازگشت به عشق پیشین اصرار و تلاش کرد.

۵)در مقابل افکارتان مقاومت نکنید و تفسیر متفاوتی از جدایی برای خود بسازید،

و نگاهی به حیطه های مختلف زندگیتان بیندازید و معادله زندگیتان را تعریف کنید. مثل:

الف) نقشهای خود

ب) ارزشهای خود

ج) ماموریت ها .

بعد از مشخص کردن این سه مورد باید اهداف جدیدی را تنظیم کرد.

۶) برای اخذ تصمیم های عقلانی کوشش کنید .حق( انتظارات) و تکلیف ( باید ها) = کودک

یعنی به خودم حق میدهم که تا ابد این رابطه ادامه داشته باشد،

و یا بایدهای زیادی تعریف میکنیم مثلا فرد باید من را دوست داشته باشد.

۷) هیچ گونه تمسخر و تهدید و تحقیر جایز نیست و در واقع باید روی نقاط مثبت خودمان تمرکز کنیم.

و از انها لیستی تهیه کنیم و بدون سرزنش و ترس و مسخره کردن جدا شویم.

۸) ازافتادن در مسیر قضاوت بپرهیزیم ( تنبیه و انتقام جویی)

و باید از کارها و افرادی که حالتان را خوب میکند لیست تهیه کنید.

۹) از احساس گناه و احساس نفرت  بپرهیزیم و انتخاب کنیم که غمگین نباشیم.

و بدانیم که شادی قوی تر از غم است و امید قوی تر از ترس.

۱۰)  از پرخاشگری و افسردگی بپرهیزیم و به افراط و تفریط رو اوریم.

نباید فراموش کنیم که ورود به رابطه اسان و خروج از آن مشکل است،

و با هر بار خارج شدن از رابطه، بخشی از هویت ما در ان رابطه جا میماند.

۱۰+) بدانیم که هیچ چیز در این دنیا ابدی نیست جز ذات الهی.

در واقع ما باید در درونی ترین لایه های وجودی خودمان به  دنبال برطرف کردن این مشکلات باشیم،

که این مشکلات، مشکلاتی مثل عزت نفس پایین/دلبستگی نا ایمن/طرحواره های ناسازگار/ مشکلات شخصیتی/بی مهارتی هستند.