سمینار رایگان “چگونه جسارت بیان احساساتم را داشته باشم؟”

ما در کودکی احساسات خود را یاد میگیریم و تجربه میکنیم و به شکلی آنرا بروز میدهیم (رفتار)

اما چون یاد نگرفتیم که احساسات خود را به شکل درستی بیان کنیم،

عموما به خاطر رفتار خود از طرف والدین تنبیه و سرزنش میشویم و آنها در مقابل رفتارهای ما جبهه میگیرند

و واکنش منفی نشان میدهند. در این هنگام است که ما اینطور متوجه میشویم که احساس داشتن بد است

و بیان کردن احساسات نیزکار درستی نیست و سعی میکنیم احساس خود را پنهان کنیم.

سمینار رایگان “چگونه جسارت بیان احساساتم را داشته باشم؟”

ما از کجا و از کی یاد گرفتیم که احساساتمان را بروز ندهیم و بیان نکنیم؟

ما در کودکی احساسات خود را یاد میگیریم و تجربه میکنیم و به شکلی آنرا بروز میدهیم (رفتار)

اما چون یاد نگرفتیم که احساسات خود را به شکل درستی بیان کنیم،

عموما به خاطر رفتار خود از طرف والدین تنبیه و سرزنش میشویم و آنها در مقابل رفتارهای ما جبهه میگیرند

و واکنش منفی نشان میدهند. در این هنگام است که ما اینطور متوجه میشویم که احساس داشتن، بد است

و بیان کردن احساسات نیز کار درستی نیست و سعی میکنیم احساس خود را پنهان کنیم.

و برای این موضوع توجیه و کاور منطقی هم پیدا میکنیم،

توجیه هایی از قبیل:

قضاوت شدن – مسخره شدن – تحقیر شدن – ندیده گرفتن – سرزنش شدن – و….

این کاورهای منطقی عموما توسط دنیای بیرونی هم تایید میشود،

و باعث میشود که این کاورها تبدیل به باورهای ما شوند و باور هسته ای را تقویت میکند تا از اضطراب ما کاسته شود،

زیرا هر مسئله ای که منطبق بر باور هسته ای ما نباشد منجر به اضطراب در ما میشود.

و در مجموع این پروسه باعث شکل گیری رفتارها در ما میشود.

نکته اینجاست که ما هنگامی که بالغ میشویم باید یاد بگیریم که چطور احساس خود رابه درستی بروز دهیم تا دچار این سیکل نشویم.

مثلا هنگامی که دوست پسرتان خواسته اش از شما این است که به خانه آنها برویم و شما جواب میدهید که :

نریم چی میشه ؟ ——-> احساس ترس

به هیچ وجه   ———-> احساس خشم

چه غلطا    ————> احساس خشم

حالا چه خبره اونجا —-> احساس خشم و غم

امکان نداره  ———–> احساس خشم و ترس

مگه بمیرم  ————> احساس خشم

در اصل در تمام حالتهای بالا پیام این است که من دوست ندارم بیایم.

اما هنگامی که احساس (خشم-غم-ترس) خود را با جملات این چنینی بروز میدهیم،

باعث میشود طرف مقابل ما صرفا از ما احساس خشم و غم و ترس بگیرد و با تنبیه و تحقیر و سرزنش و …. با ما مقابله کند

و این باعث میشود که ما مضطرب شویم چون همانطور که در کودکی با بروز احساس تنبیه شده بودیم

الان هم تنبیه شده ایم و این باعث میشود که ما به این نتیجه برسیم که نباید احساسات خود را بروز دهیم

و به دنبال کاورهای منطقی میگردیم تا این عدم بیان احساسات را توجیه کنیم،

و باورهسته ای خود را تقویت کنیم تا از اضطراب خود بکاهیم.

هر کدام از ما نسبت به بیان یکی یا چند تا از احساسات خود حساس و دچار مشکل هستیم.

احساساتی مثل :خشم -غم لذت – ترس – شرم – عشق – نفرت –  گناه – تحقیر- انزجار.

احساس خشم: کسانی که احساس خشم خود را بروز نمیدهند.

این افراد از ترس اینکه طرف مقابلشان ناراحت نشود و یا طرد نشوند احساس خشم خود را نشان نمیدهند.

که البته تا زمانی که ترس از طرد شدن در آنها حل نشود نمیتوانند خشم خود را بروز دهند.

این افراد عموما نسبت به موضوعات غیرمرتبط غرمیزنند و احساس خشم خود را در موضوعات دیگر نشان میدهند،

چون یاد نگرفته اند که احساس خود را به نحو درست بیان کنند و واکنش افراد در مقابل اینها بی توجهی است چون دوست ندارند غر بشوند.

کسانی که دایما خشم خود را بروز میدهند:

افرادی که دایما از طریق رفتارهایی چون داد زدن / طرد کردن/ رفتارهای فیزیکی / نادیده گرفتن / سرزنش کردن و تهدید کردن

خشم خود را بروز میدهند هم به نوعی یاد نگرفته اند که احساس خود را از طریق درستی بیان کنند بنابراین در روابط خود به مشکل بر میخورند.

بعضی از این افراد هنگامی که با خشم دیگران مواجه میشوند احساس ترس میکنند،

و بهم میریزند و ممکن است رفتاری مثل فرار و انکار را از خود نشان دهند که این هم در دراز مدت منجر به جدایی میشود.

احساس ترس: افرادی که دچار ترس هستند و دایما احسااس ترس خود را بیان میکنند.

در روابط خود دچار فرار و یا دچار هنگ شدگی میشوند و واکنش دیگران در مقابل این افراد یا همدلی است یا انفعال.

ترس در روابط کم کم تبدیل به ابزاری میشود برای کنترل کردن طرف مقابل.

احساس غم: افرادی که احساس غم خود را زیاد بروز میدهند و زیاد گریه میکنند.

این افراد کناره گیری و انفعال و انکار دارند و یا افرادی هم هستند که غم خود را اصلا نشان نمیدهند.

ما از این افراد فرار میکنیم و بعد از این فرار از خود خشمگین میشویم و احساس گناه میکنیم.

احساس شادی: این افراد عموما پر انرژی –شاد –پرحرف – فعالیت زیاد و هیجانات زیاد دارند.

هنگامی که با این افراد مواجه میشویم  احساس خشم داریم چون فکر میکنیم که این احساس واقعی نیست.

و یا تصور میکنیم چقدر این فرد سرخوش است و یا چقدر رفتارهایش هیجانی و کنترل نشده است.

احساس عشق: کسانی که احساسات متغیر مثل خشم و غم و ترس و شادی در آنها زیاد دیده میشود،

این افراد عموما احساس میکنند که یک مشکل دارند و احساس بدبختی میکنند.

ما در مقابل این افراد احساس ترس را تجربه میکنیم به دلیل اینکه فکر میکنیم این افراد چسبنده هستند.

و همزمان احساس خشم هم داریم زیرا تغیرات زیادی در احساسات این افراد وجود دارد.

گام بعدی : عموما یک تفکر و یک بینش فکری درمقابل بیان احساسات ما وجود دارد.

گام اول این است که ما احساس خود را بشناسیم و آنرا نام گذاری کنیم.

البته به احتمال زیاد یک حس نیست و چندین حس در هم آمیخته است،

و باید از هم تفکیک شود و بعد با ضمیر من احساس خود را بیان کنیم.

نکته مهم در این مرحله این است که ما بتوانیم افکار و رفتار خود را از احساس خود تفکیک کنیم و بیان کنیم.

به طور مثال هنگامی که شخصی پیش من گریه کند ممکن است من در حالتی غمگین شوم،

و در حالت دوم هیچ احساسی نداشته باشم و در حالت سوم یک احساس دیگر داشته باشم.

در حالت اول من دلیل گریه آن شخص را میدانم و با او همدردی میکنم و غمگین میشوم.

اما در حالت دوم من متوجه علت گریه طرف مقابل نمیشوم،

و در حالت سوم ممکن است علت گریه طرف مقابل برای من معقول نباشد.

پس من خشمگین یا دچار هر احساس دیگری میشوم.

و در مرحله بعد از بروز احساس با ضمیر من از طرف مقابل ممکن است این پیغام را دریافت کنم که

احساس من مهم نیست و به همین دلیل است که در موقعیت های مشابه که در آینده اتفاق می افتد،

من دیگر احساس خود را بروز نمیدهم و این موضوع به مرور زمان در من خشم ایجاد میکند چون طرف مقابل من متوجه احساس من نمیشود.

در مقابل، هنگامی که با ابراز احساس شخصی روبرو میشویم باید اصولی را رعایت کنیم

و از به کار بردن عبارات و کنایه هایی مثل: پاشو خودتو جمع کن- بسه دیگه- ارزش نداره – این نیز بگذرد- حالا چیزی نشده که

و…. خودداری کنیم و در این مواقع باید با او صادق باشیم و احساس واقعی خود را بیان کنیم.

و حتی اگر لازم است بگوییم که هیچ احساسی به حرفها و موقعیت تو ندارم

و نمیتوانم با تو همدردی کنم چون تجربه ای در این زمینه ندارم.

به هیچ عنوان نباید احساس الکی دروغین از خود به نمایش بگذاریم،

زیرا احساس واقعی ما در هر حالتی نه تنها آسیب نمیزند بلکه در آینده برای ما منفعت دارد.

اما این در صورتی است که ما به احساس واقعی خود دسترسی داشته باشیم تا بتوانیم آن را بطور واضح و مشخص بیان کنیم.