دوست داشته شدن

دوست داشته شدن :

ما نیاز داریم كه كسي ما را دوست داشته باشد
خود دوست داشتن علت است یا معلول .


نيازه كه منجر به دوست داشته شدن مي شود يا دوست داشتن خودش يك نيازه.


دوست داشته شدن يك نیاز است .
از وقتی به دنیا مي آييم ٤ تا نیاز داریم .


١ نیاز داریم كه مورد محبت قرار بگيريم.
٢ دوست داريم كه از ما قدرداني بشود.
٣ دوست داریم كه مورد توجه قرار بگيريم.
٤ دوست داریم كه اراده داشته باشیم .


هر چقدر که این ٤ مورد در زندگي مان به آنها پرداخته شده باشه تعریف شما از دوست داشتن را شکل می دهد و تضمین كننده رابطه عشقي مان مي باشد.


در هر رابطه عاشقانه دو تا فاز داريم:


فاز 1  آيينه ای : در اين فاز احساس مان اين است كه طرف مقابل درك مي كنه كه من چي ميگم و مي تواند اين آدم به نيازهاي كن پاسخ بدهد.
با فرض اينكه دختري باشد كه احساس میکند طرف مقابل خیلی مرده و این آدم می تواند به نیاز هایش جواب بدهد .

مثل دختر بچه ای که پدرش بهش توجه نکرده و بجايش اين آدم مي تواند به نيازهايش پاسخ بدهد. يا برعكس يك آدم احساسي ام كه هیجاناتم دم دسته سریع غمگین می شوم و سريع خوشحال . فردي من را جذب می كند که احساساتش رو بروز بدهد.


فردي كه داري وسواس ذهنی است آن چيزي را مي بيند كه مشكل خودش است براي برطرف كردن اين مشكل سه مرحله بايد به وجود بياييد.
اول کاهش تنش سپس آرامش و در نهايت لذت.


فاز ٢ – در اين فاز از طرف مقابلش ،ايده آل ساخته مي شود كه قراره همه نيازهايش را پاسخ بدهد. فكر مي كني كه چقدر عاليه كه احساساتش را كنترل مي كنيد ولي در زندگي مشترك طور ديگه اي بوجود مي آيد.


اصولا ما دو نوع دوست داشتن داريم:
١- دوست داشتن مشروط
٢- دوست داشتن غير مشروط

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *