نوشته‌ها

منبع ایجاد شرم در افراد

منبع ایجاد شرم در افراد : منبع ایجاد شرم در افراد

1)استانداردهای جامعه

تقسیم بندی مسایل و ارزشها و نامگذاری آنها با عنوان خوب و بد در جامعه باعث میشود که ما هم با همین معیارها مسایل را دسته بندی کنیم

2)اعتماد به نفس پایین

این عامل در کودکی ما ایجاد میشود که باعث ايجاد احساس شرم در ما ميشود مثلا هنگامی که کودک دو ساله هنگام غذا خوردن راه میرود و والدین او را تنبیه مي كند به او احساس بی ارزشی را القا میکنند

3)احساس تقصیر همیشگی

در واقع این موضوع کاوری دارد و اینست که عموما اینگونه افراد همیشه دیگران را مقصر میدانند اما در اصل خودشان را مقصر میدانند و این حس توسط والدین در آنها القا شده و برای مقابله با این حس بد مقابله به مثل میکنند و تقصیر را به گردن دیگری می اندازند و در تمام موارد اختلافات موجود در روابط مشاهده میشود که افراد بار تمام اشتباهات و تقصیر را به طرف مقابل نسبت میدهند و خود را بی گناه میدانند و میگویند که من مشکلی ندارم و مشکل از شریک عاطفی ام است .

4)خودسرزنشی

هنگامی که در خانواده کمال گرا رشد کرده باشیم و خودمان کمال گرایی داشته باشیم دچار خودسرزنشی میشویم و در نتیجه این خودسرزنشی دچار احساس شرم میشویم

5)خانواده

در این مورد انواع متفاوتی از خانواده ها هستند که باعث ایجاد شرم در کودک میشوند زیرا احساس شرم اولین بار در رابطه با پدر و مادر است
انواع این خانواده ها :

1)خانواده کنترلگر

این خانواده ها عموما سعی میکنند دنیا را مطابق استاندارد های خود بسازند و همه چیز را در قالب های از پیش تعیین شده انجام دهند که طبیعتا این امر همیشه امکانپذیر نیست و هنگامی کودک خود را مطابق استانداردهای خانواده نبیند احساس شرم میکند

2)خانواده بدون حد ومرز

در این خانواده ها حریم شخصی وجود ندارد. به طور مثال نقش های خود را نمیدانند و جایگاه ها مشخص نیست و این امر باعث میشود که افراد هویت خود را در این نقش ها ببینند و هنگامی که این نقش را از او بگیرند احساس بی هویتی و بی ارزشی میکنند درست مثل زمانی که دختر حامی پدر میشود و یا پسر حامی مادر میشود اشکال این مورد این است که افراد نمیتوانند برای همیشه در این نقش ها بمانند چون باعث ایجاد تنش در خانواده میشود و در نهایت به حس شرم می انجامد.

3)خانواده سو استفاده گر

خانواده ای که به هر شکلی به کودک خود حس بی  ارزشی میدهند تا او را کنترل کنند و به اهداف خود دست یابند مثل هنگامی که مادری به کودک خود میگوید که اگر فلان کار را انجام ندهی دوستت ندارم و باعث ایجاد حس شرم در او میشوند. والدین حق ندارند بار احساسات خود را بر دوش کودک بگذارند و او را بابت احساسات خودشان مقصر بدانند.

دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا

درمان احساس شرم

درمان احساس شرم : عموما این احساس شرم درایجادرابطه درمان میشود چون درتعامل و رابطه ای که با والدین وجود داشته این شرم به کودک القا شده و ایجاد شده است.
اما اگر در رابطه با کسی بودیم که احساس شرم دارد چگونه رفتار کنیم ؟

1)ایجاد احساس ارزشمندی غیر مشروط

یعنی هنگامی که با او در ارتباط هستیم جدای از رفتار ها و اعمالی که او انجام میدهد برای او ارزش و احترام قایل باشیم حتی اگر رفتار او غیر قابل بخشش باشد و بخواهیم اورا ترک کنیم البته این نکته اهمیت دارد که باید این حس واقعی و صادقانه باشد یعنی ما او را تحت هر شرایطی ارزشمند بدانیم
ذکر این نکته نیز ضروری است که عموما شخصیت افراد تنها بر اساس رفتارهایشان تعین نمیشود بلکه شخصیت افراد به مجموعه فکرو احساس و رفتار اطلاق میشود پس نمیتوان تنها بر اساس رفتار شخصیت افراد را ارزش گذاری کرد و براساس آن به افراد حمله کنیم برای درک بهتر این مطلب هنگامی که یکی از والدین ما مرتکب جرم و یا رفتار ناشایستی شود ما جرم و رفتار او را نمیپذیریم اما همچنان برای او ارزش قایل هستیم .

2)صحبت پیرامون احساس شرم و منابع و نحوه بروزآن

این اتفاق به سختی شکل میگیرد و طرف مقابل ما باید اعتماد زیادی داشته باشد تا این اتفاق بیوفتد
به طور مثال صحبت کردن از مسایل شخصی خود مثل فقر- تجاوز و …..
هنگامی که فرد از احساس شرم خود صحبت نمیکند یعنی هنوز به ما اعتماد ندارد یا به اندازه کافی هنوز اعتماد ندارد.

3)تبدیل احساس شرم به احساس گناه

عموما احساس گناه به رفتار ما برمیگردد و قابل جبران است و ما میتوانیم با آن کنار بیاییم چون میتوانییم مسیولیت آنرا بپذیریم اما احساس شرم به شخصیت و موجودیت افراد حمله میکند پس اگر من بتوانم باراحساسی اتفاقات را روی انتخاب و اختیار خود فرد بگذارم به احساس گناه تبدیل میشود و قابل جبران وقابل تحمل میشود چون دیگر نسبت به خودمان احساس بدی نداریم .
هر سه این مراحل در بستر خانواده و رابطه اتفاق می افتد.

درمان احساس شرم  : دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا

چه کار کنم پا پیش بذاره ؟

چه کار کنم پا پیش بذاره ؟

همه آدمها حاضرند پاپیش بگذارند اما چرانمیگذارند؟


همه ی آدمهایی که با آنها در ارتباط هستیم تمایل دارند پا پیش بگذارند اما گاهی این اتفاق نمی افتد که به دلایل زیر این اتفاق نمی افتد:
داشتن این 20 ویژگی که در زیر به آنها پرداخته میشود باعث میشود تا آدمها از ما فاصله بگیرند :
لازم به توضیح است که مفاهیمی مثل تعهد-صداقت-اعتماد محصول زمان و شناخت  آدمهاست و باید یک دوره گذار راطی کند که از زمان مجردی تا آشنایی را شامل میشود و نباید کسی را صرف اینکه مدت کمی است با او ارتباط عاطفی برقرار کرده ایم معتمد و متعهد و صادق بدانیم که البته این موضوع با یک سری از ارزشهای ما منافات دارد.


1-محاصره کردن :


یعنی اینکه از طرف مقابلم توقع داشته باشم که به یکباره از دوران مجردی به دوران تاهل وارد شود. در واقع باید به او زمان داد تا از دوران مجردی کم کم فاصله بگیرد.


2- شخصیت تنبیه گر:


تشخیص این رفتار در افراد ساده است چون همه ما در کودکی تنبیه شده ایم و هنگامی که با این رفتار مواجه میشویم برایمان خوشایند نیست. از رفتاراین افراد با خودشان و با بقیه میتوان فهمید که اینها تنبیه گر هستند. اما ما معمولا در مواجهه با این افراد به این رفتار برچسب مصلحت اندیشی و استحقاق داشتن را به این موضوع میزنیم .برچسبهایی مثل : حقمه –حقشه –به خاطر خودشه –یکی باید بهش یاد بده …..


3-شخصیتهای تهدیدگر:


خودشان و دیگران را تهدید میکنند تهدیدهایی مثل: خودم را میکشم


4-عشق مشروط:


این افراد کوچکترین عشق و علاقه خود را هم به صورت مشروط ابراز میکنند.


5-حساب و کتاب بیش از حد:


برای هر چیزی محدوده میگذارند و حساب میکنند.مثلا من دوبار تماس گرفته ام و نوبت اوست.


6-استفاده از ابزار احساس گناه :


این افراد نقش قربانی را بازی میکنند تا در دیگران احساس گناه ایجاد کنند.


7-بدهکارکنندگان:


وقتی در رابطه ای کسی سرویس زیادی میدهد و همیشه  ما را حمایت میکند در واقع ما را به خود بدهکار میکند تا در مواقعی که میخواهد ما را مجبور کند جبران کنیم .


8- مقصر بودن شما:


پیش فرض برخی از آدمها این است که همه مقصرند غیر از خودشان و در واقع اینها یک والد سرزنشگر شلاق بدست دارند.


9-جاسوسی کردن:


نگاه پلیسی و مرموز دارند و خود را محق میدانند که به همه چیز آگاه باشند.


10- اغراق در رفتارهایی خاص:


رفتارهایی مثل حسادت-بدبینی و…. این افراد با این بزرگنمایی میخواهند جلب توجه کنندو هنگامی این موضوع مشکل ایجاد میکند که بهانه و دلیلی برای این جلب توجه وجود نداشته باشد در این موارد این افراد داستانی را میسازد تا جلب توجه کند.


11-مالک زمان دیگران بودن:


برای زمان و برنامه های دیگران و خودشان تعیین تکلیف میکنند.


12-اعتماد:


در واقع این فاکتور باید با گذر زمان و در اثر شناخت در رابطه به وجود بیاید و اگر کسی بی دلیل و به سرعت به ما اعتماد کند یا ما زود اعتماد کنیم اشکال ایجاد میکند.


13-خیانتکار بودن یا غلط بودن شما:


پیش فرض این افراد این است که همه افراد بد و خیانتکار هستند و دیگران باید برای تکذیب این موضوع خود را ثابت کنند.


14-جنگ بر سر باورهای بنیادین شما:


باورهای بنیادین یعنی مسایلی مثل مذهب- علایق-ارزشها-سنت ها- و …را مسخره و بی ارزش جلوه میدهند.این افراد سعی میکنند طرف مقابل را احمق جلوه دهند.


15-خود را برتر از همه میدانند:


برخی از این افراد شخصیت خودشیفته دارند و برخی عقده حقارت سنگین دارند و طوری رفتار میکنند که انگار افتخار داده اند که با کسی در رابطه هستند.


16-تمسخر زیادی در روابط دارند:


اینها از جملاتی مثل شوخی کردم –شخصی اش نکن- منطوری نداشتم-ماباهم این حرفارو نداریم-… استفاده میکند و با مسخره کردن به ما حمله میکنند.


17-جنسی:


افرادی که رفتارهای جنسی در آنها زیاد دیده میشود و نزدیک شدن را زیاد دوست دارند و لمسی هستند.


18-حوصله کسی را ندارند:


وقتی خودشان حرف میزنند همه باید گوش کنند اما خودشان وقتی کسی حرف میزند به او گوش نمیدهند.


19-افرادی که رفتارهای خظرناک دارند:


رفتارهایی که عموما با عنوان دیوونه بازی و هیجان مطرح میشوند


20-حمله به دستاوردهای شما


دستاوردها مثل موفقیت و تلاشها و خواسته های شما را مسخره میکنند.
این رفتارها چه در ما وجود داشته باشد چه در طرف مقابل باعث ایجاد دافعه میشود.

چه کار کنم پا پیش بذاره ؟ دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا

چه زمانی از رابطه قبلی ام بگویم ؟

چه زمانی از رابطه قبلی ام بگویم ؟

سوالاتی که پیش می آید این است که اصلا بگویم یا نه؟ یا اینکه چه زمانی بگویم؟
اینطور به نظر می آید که با گفتن هر مطلبی یک اتفاقی در رابطه می افتد.
در اصل ما اصلا به طرف مقابل اطلاعات نمیدهیم تا زمانی که که او بپرسد اما آنچه که مهم است این است که طرف مقابل من چرا میپرسد؟ کی میپرسد؟ وچقدر میپرسد؟

باید بدانیم که اگر کسی روی موضوعی حساس است و سوالات زیادی در آن مورد میپرسد پس حتما با آن موضوع چالش و درگیری دارد
و باید بدانیم که چه زمانی حق طبیعی ما است که بدانیم مثلا زمانی که رابطه عاطفی مان خیلی عمیق نیست باید اطلاعات بیشتری در اختیار طرف مقابل قرار دهیم تا با دانش بیشتری نسبت به خودمان و شرایط تصمیم گرفته شود.

و اینکه هنگامی که از ما سوالی پرسیده میشود باید بدانیم که گذشته ما مربوط به خودمان است و مالک آن هستیم و میتوانیم آنرا کاملا پنهان کنیم اما در صورتی که این اطلاعات کمکی به تصمیم گیری میکند باید 1-سریع 2-کوتاه 3- بدون شرمندگی 4-ساده پاسخ بدهید
گفتن حرفهایی که لزومی ندارد موجب میشود تا :

مقایسه
حسادت
ترس اینکه آیا تو هم میتوانی؟
دست دوم بودن
حساس شدن به جزییات رابطه قبلی
انتظارات غیر واقع بینانه
تعین استاندارد های سخت و غیر واقعی
نسبت به طرف مقابل داشته باشیم.

چه زمانی از رابطه قبلی ام بگویم ؟ دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا

چرا با یکی دیگه رفت ؟ (قسمت دوم)

چرا با یکی دیگه رفت ؟ (قسمت دوم)

ادامه ی پست قبل…

٤-کاهش مذاکرات و تعاملات کلامی:

صحبت کردن عامل مهمی است که معمولا در ابتدای رابطه در حد خوبی وجود دارد ولی با گذشت زمان ما حرفهای خود را سانسور میکنیم تا قضاوت نشویم و یا سرزنش نشویم و یا برای جلوگیری از دعوا از حرف زدن اجتناب میکنیم .
در ابتدای رابطه معمولا افراد ارتباط کلامی خوبی باهم دارند مثلا روزی چند ساعت با هم تلفنی صحبت میکنند اما بعد از مدتی تمایل به صحبت کردن و ارتباط کلامی کم میشود زیرا مسایلی به وجود می آید که به خاطر همین ارتباط زیاد است .اما این کاهش ارتباط کلامی و مذاکره باعث جدایی و فاصله افتادن بین دو نفر میشود .
وظیفه هر کس در رابطه ایجاب میکند که سطح تعاملات کلامی و مذاکرات را افزایش دهیم حتی اگر به ضرر ما باشد و ما در مذاکره بازنده باشیم . باید راهکارهایی داشته باشیم تا مجبور باشیم مذاکره کنیم.
ایجاد کردن حرف مشترک هم نوعی فعالیت است.

٥-رها نکردن گذشته :

ما همچنان در روابط گذشته دست و پا میزنیم و دایم یک حسرت و غم رابا خود حمل میکنیم یعنی در رابطه ای هستیم ولی به هر دلیلی اتفاقات الان در رابطه را با روابط قبلی خود مقایسه میکنیم اما باید بپذیریم که ملاک و معیار مسایل و رفتار ما روابط قبلی و تجربیات گذشته ما نیستند و باید در رابطه با هر فرد طبق خصوصیات و نیازهای او مسایل را تعریف و بررسی کرد
ما از گذشته هیچ درسی نمیتوانیم بگیریم و نمیتوانیم بگوییم به طور مثال

٦- عدم مسیولیت پذیری بالغانه

ما دوست داریم در روابط کودک باشیم و لوس باشیم و کودک درون خود را زنده نگه داریم اما اتفاق بدی که می افتد این است که کم کم ما در رابطه نقش کودک میگیریم و طرف مقابل نقش والد میگیرد و پس از این هنگامی که بخواهیم نقش کودک نداشته باشیم طرف مقابل ما نمیپذیرد و همچنان میخواهد والد باشد ومن را در نقش بالغ دوست نخواهد داشت و اگر ما نپیذیریم که او واالد باشد او به زور و اجبار متوسل میشود.
اگر در رابطه ای به مرور زمان احساس خشم و زیر شاخه هایش را تجربه میکنیم احتمالا رابطه تبدیل به رابطه والد و کودک شده است.

٧-اگر در رابطه با کسی پس از گذشت 6 ماه هنوز شخص جذابیتی (جسمی و جنسی) برایمان ندارد باید از رابطه خارج شد.

٨-دیدن واقعیتها

افراد در همه حال به دنبال منافع خود هستند پس در صورتی که کسی بهتر شما باشد ممکن است طرف مقابل شما به خاطر او شما را رها کند و یا اگر کسی ثروت و زیبایی برایش اهمیت زیادی دارد حتما در صورتی که کسی از این جهت بهتر باشد انتخابش را تغیر میدهد . ما با دانستن و پذیرفتن این واقعیت ها میتوانیم در ابتدا تصمیم های معقول تری بگیریم.

چرا با یکی دیگه رفت ؟ دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا