نوشته‌ها

چه اندازه از رابطه قبلی ام بگویم ؟

چه اندازه از رابطه قبلی ام بگویم ؟

 1-یادآوری خاطرات خوب:


هر چیزی که یادآور خاطرات خوب گذشته من باشد را نگوییم بهتر است مثل اینکه به رستوران بروم و بگویم غذای این رستوران خیلی خوب است من قبلا با دوست دخترم به اینجا آمده ام .گفتن این حرف باعث این میشود که شریک عاطفی ام حس دست دوم بودن یا حس حسادت داشته باشد و احساس کند که این حس خوب تجربه دونفره شان نیست و طرف مقابل قبلا  این حس خوب را با شخص دیگری داشته است.


2-برنامه هایی که با شریک عاطفی قبلی ام داشته :


مثلا قصد داشتم با او به آنتالیا بروم ولی نشده این یعنی من یک سری برنامه هایی از پیش داشتم که تو باید آنرا تمام کنی و این یعنی من باید برنامه های از پیش تعیین شده توسط کس دیگری را به پایان برسانم و حق انتخاب ندارم و دچار نوعی خودسانسوری میشوم در مقابل عمل انجام شده قرار میگیرم.


3-فلانی هم خاستگار من بود یا من را میخواست:


گفتن این مسایل باعث ایجاد حساسیت و احساس عدم امنیت میشود. در واقع با گفتن این حرف میخواهیم عقده حقارت خود را بر طرف کنیم و یا انتظارات غیر واقع بینانه خود را به طرف مقابل انتقال میدهم .


4-بیان ویژگی های کسی که با او در رابطه بودم :


مثل اینکه بگویم اون پسر پولداره یا بگویم اون دختره که خیلی خشگل بود
با گفتن این ویژگی ها در واقع داریم میگوییم چه چیزی برایمان مهم است و استانداردهای خود را بروز میدهیم که ممکن است واقعيت برایمان خیلی هم مهم نباشد و از طرفی میگوییم که من روابط شکست خورده ای هم داشته ام که در آن ناکام بوده ام و با این کار ممکن است طرف مقابل من را با همین موضوع به چالش بکشاند و حس حقارت در من ایجاد کند.


5-روابط شکست خورده قبلی:


از روابط شکست خورده قبلی نباید صحبت کرد چون این معنی را میدهد که اگر طرف مقابلم من را طرد نکرده بود من همچنان اورا دوست داشتم و در رابطه با او میماندم.


6-گفتن اینکه تو شوخ ترین آدمی هستی که تا حالا با او دوست بودم :


با این کار داریم به نوعی استاندارد تعیین میکنیم که  به عنوان مثال  تو از همه دوست هایم شوخ تر هستی و از تو شوخ تر هم هست و البته به نوعی اشاره به افراد زیادی که با آنها در رابطه بوده هم دارد.


7-تکلیف منو روشن کن:


در اصل باگفتن این حرف این را انتقال میدهیم که تو انتخاب من نیستی و نقش ابزاری داری.


8-رفتارهای رمانتیک قبلی:


گفتن اینکه من عادت دارم روز تولدم سورپریز بشم باعث ایجاد حس بد در طرف مقابل میشود.


9-از شکست عشقی خود نگویید:


مثل اینکه بگویم من با نفر قبلی دعوا کرده ام این یعنی من یکبار این را تجربه کرده ام و تو نمیتوانی دوباره من را اذیت کنی


10-روابط فیزیکی و جنسی:


اصلا گفته نشود

چه اندازه از رابطه قبلی ام بگویم :دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا

تعهد در رابطه چیست ؟

تعهد در رابطه چیست ؟ انسانها در اصل به کسی یا چیزی متعهد نمیشوند بلکه تعهد به دیگران و یا روابط به نوعی تعهد به خود و نیازهایشان است و تا زمانی که خودشان و نیازهایشان در رابطه تامین شود متعهد هستند.


مثلا نیاز به بقا در انسان باعث میشود که به رابطه ای وارد شویم و تولد فرزند هم نتیجه این نیاز به بقا است .


و یا مثلا هنگامی که فردی نیاز به آزادی بالایی دارد و در رابطه ای وارد میشود که این نیاز مورد تهدید واقع میشود او بین تعهد به نیاز خود ( آزادی) و تعهد به دیگری ( رابطه ) قطعا تعهد به نیاز خود را ترجیح میدهد و یا اگر احساس امنیت نداریم و نیاز به امنیتمان غیر معقول است و دنیا را جای نا امنی میدانیم در رابطه برای حفاظت از خود شریک عاطفی مان را از همه چیز محروم میکنیم از جهت /مالی / احساسی / فکری / آزادی …… و این نشان میدهد که ما صرفا در روابط خود به نیازهای خودمان متعهدیم حتی اگر نیازمان غیر منطقی باشد.


ما هنگامی که در بافت زندگی و روابط قرار میگیریم برای تعهداتی که به خودمان داریم مجموعه ای از پروتکل ها و قراردادهای اجتماعی تعیین میکنیم 

تعهد در رابطه چیست ؟ دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا

با عدم تعهد در رابطه چه کنم ؟

با عدم تعهد در رابطه چه کنم ؟ هنگامی که ما در رابطه ای هستیم و نمیدانیم که طرف مقابل به ما تعهد دارد یا نه ابتدا باید از خود بپرسیم که چگونه میتوانم تعهد یا عدم تعهد طرف مقابلم را تشخیص دهم ؟

به این منظور باید از خودمان بپرسیم که ما یا طرف مقابلمان در این رابطه کدام نیازهایمان برطرف میشود و بدانیم که در این رابطه به همین نیازها متعهد هستیم و در صورتی این نیازها برطرف نشود ما یا طرف مقابلمان به رابطه هیچ تعهدی نخواهیم داشت.

هنگامی که کسی را به دلیل ثروت و پول انتخاب میکنیم در واقع به نیاز به بقای خود پاسخ داده ایم و به این نیاز خودمان در رابطه متعهد هستیم و هنگامی که به هر دلیلی این نیاز ما برطرف نشود و بقای خود را در خطر ببینیم ما نیز به این رابطه متعهد نخواهیم بود و رابطه تمام میشود.

نشانه ها و دلایل تعهد و یا عدم تعهد در رابطه

نشانه هایی که شک ما را بر می انگیزانند اعم از دروغ – پنهان کاری- بی توجهی- مشکوک- مهربانتر-تغیر رفتار

دروغ گفتن طرف مقابل هنگامی که درراستای تهدید یکی از نیازهای اساسی من باشد و نیازم را به خطر بیندازد برای من نشانه عدم تهد است این به معنی است که نشانه های عدم تعهد هم ریشه در نیازهای ما دارد زیرا ممکن است چیزی که برای من نیاز اساسی است برای دیگری نیاز مهمی نباشد پس دروغ گفتن در این زمینه برای او نشانه عدم تعهد نیست و این نشانه ها برای هر دو نفر بر اساس نیازهایشان متفاوت است.

البته ما در اغلب مواقع حتی با دیدن نشانه ها هم قادر به اثبات عدم تعهد نیستیم و کاری هم از دستمان بر نمی آید و هر کاری هم انجام دهیم بی فایده است و در این حالت افراد یا از طرف مقابل انتقام میگیرند یا مقابله به مثل میکنند و خیانت میکنند و اینها همه به این دلیل است که عدم تعهد اتفاقی دو طرفه است و هنگامی که من عدم تعهد را طرف مقابلم ببینم تعهد من هم نسبت به او از بین میرود. یعنی هنگامی که طرف مقابل به تعهد من ضربه ای وارد کند من هم به تعهد او ضربه میزنم.از آنجایی که تعهد ها ریشه در نیازها دارد پس من تا زمانی که نیازم در طرف مقابل بر طرف شود به او متعهدم و طرف مقابلم هم تا هنگامی که نیازهای خودش را توسط من برآورده ببیند به من متعهد است.

با عدم تعهد در رابطه چه کنم :دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا