نوشته‌ها

چه قدر در رابطه بمانم تا انتخاب کنم ؟

چه قدر در رابطه بمانم تا انتخاب کنم ؟ پاسخ به این سوال را با در نظر گرفتن شناخت از طرف مقابل بررسی میکنیم به عبارتی هدف ما در ابتدای اشنایی شناختن طرف مقابل است و این موضوع نسبی است نه قطعی ، حال ممکن است با توجه به مهارت ها و توانایی ها و پختگی طرفین شناخت را در یک هفته بدست بیاوریم یا حتی چند سال.
اما باید بدانیم مهمترین فاکتور در شناختن طرف مقابل زمان است ما باید احساس و عاطفه خود را با طرف مقابل به اشتراک بگذاریم و واکنش طرف مقابل را در مقابل احساسات و رفتارهای خودمان بسنجیم برای مثال وقتی ما عصبانی می شویم او چه کار می کند او در عصبانیت چقدر رفتار پرخاشگرانه دارد و چگونه آن را بروز می دهد و …

البته در مورد زمان ذکر این نکته ضروری است که نوع رابطه ما چگونه است آیا به طور معمول کم زمان میگذاریم یا زیاد. برای مثال رابطه ای که یک سال هر هفته یک ساعت برای شناخت هم وقت گذاشته ایم با رابطه ای که طرفین هر روز هم را می بینند یکسان نیست .

رویدادهایی مثل سفر رفتن و معامله کردن با ادم ها در شناختن ما کمک میکنند.
و در نظر داشته باشیم که اولین عامل بهم خوردن رابطه ترس است که از عدم شناخت و عدم قطعیت ناشی میشود. که به دلیل بی توجهی به فرایند شناخت و تعیین زمانی واقع بینانه صورت می گیرد.

چه قدر در رابطه بمانم تا انتخاب کنم ؟دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا

گیر کسانی می افتم که کنترل گر هستند

گیر کسانی می افتم که کنترل گر هستند : افراد منفعل معمولا جذب کسانی می‌شوند که تمایل به گرفتن اوضاع در اختیار خود یا همان کنترلگر هستند، چون افراد کنترلگر نه تنها برای خود بلکه برای دیگران هم حدو مرز و قوانین تعیین می‌کنند. مثال بارز این مدل فردی است که با دوستان خود برای تفریح به بیرون می‌رود، امّا برای این تفریح هیچ برنامۀ مشخص و ایده و حدو مرزی ندارد و کاملاً تابع جمع و انتخاب های آنهاست.
معمولاً این افراد در جامعۀ ما به عنوان افراد خوب تلقی می‌شوند و با برچسب‌های مثل پایه، ریلکس، کول و…. شناخته می‌شوند

خصوصیات افراد منفعل از این قرار است:
1.​اجتناب ازمخالفت کردن و نه‌گفتن
2.​اجتناب از تصمیم‌گرفتن
3.​احساس قربانی‌بودن
4.​احساس مورد بی‌احترامی قرار گرفتن
5.​روابط پر ابهامی دارند ( رفتار آنها ابهام‌ایجاد می کند )
6.​خوداِفشایی با غریبه‌ها ( تمایل به صمیمی شدن و خود افشایی با کسانی که پیوند عاطفی عمیق ندارند)
7- انتقام‌گرفتن از دیگران ( به دلیل خشم دائمی از دیگران و عدم امکان ابراز وجود عموما سودای انتقام دارند)


اگر این خصوصیات را دارید تلاش کنید از انفعال فاصله بگیرید. با این ۳ تمرین شروع کنید:

1- نظر خود را صادقانه ابراز کنید بدون این که دیگران در مورد آن چه داوری خواهند داشت.

2- مخالفت خود را ابراز کنید. بدون پرخاشگری و این که دیگران در مورد آن چه داوری خواهند داشت.

3- برای فعالیت های گروهی ایده و نظری داشته باشید و آن را ابراز کنید.

گیر کسانی می افتم که کنترل گر هستند : دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا

چه کنم آزادی عملم را نگیرد ؟

چه کنم آزادی عملم را نگیرد ؟ آیا تجربۀ گرفته شدن آزادی عمل خود را در رابطه داشته اید؟ یا الان مشغول به تجربۀ این محدودیت در رابطه هستید؟ یکی از مشکلات در رابطه این است که دو طرف آزادی عمل یکدیگر را میگیرند و یا طرف مقابل فشار زیادی می آورد تا آزادی عمل شما را محدود کند.

به طور مثال ممکن است همسر من هر هفته به تفریح با دوستان خود بپردازد و این موضوع برای من عادی باشد و ناراحت نشوم، امّا برای فرد دیگری اینطور نباشد و هر ماه تفریح مجردی همسرش برایش ناراحت‌کننده باشد و نتواند بپذیرد.

در واقع حد و مرزهایمان تعین‌کنندۀ آزادی عملمان هستند و ممکن است این آزادی عمل و محدودیت هایمان برای طرف مقابل، قابل‌قبول نباشد. در واقع زمانی طرف مقابل آزادی عمل ما را می‌گیرد که ما به او این اجازه را بدهیم و این اتفاق به این علّت است که ما حدو مرزهای خود را نمی‌شناسیم و با افکار و احساس و رفتارهای خود بیگانه‌ایم و برای آنها ارزش قائل نیستیم .

در واقع در کودکی به ما اجازه ندادند که این افکار و احساس و رفتار خود را بشناسیم و عموماً از همان ابتدای کودکی از ما خواسته شده که احساس خود را برای جلب رضایت دیگران نادیده بگیریم. و به این شیوه عادت کرده ایم.

ابتدا باید مهارت مخالفت‌کردن را بلد باشیم؛

برای این‌کار باید دو تمرین را شروع کنیم:

1. هنگامی‌که کسی در مورد موضوعات کوچک نظر ما را می‌پرسد، نظر واقعی خود را بگوییم، نه اینکه با مصلحت‌اندیشی و ترس از تبعات نظر اصلی خودمان، جواب دلخواهِ او را بدهیم.

2. هنگامی‌که در جمع‌های دوستان و فامیل هستیم، بازبینی کنیم که کاری که انجام می‌دهیم، علاقه و خواستۀ خودمان است یا صرفاً برای تبعیت از جمع و تأیید دیگران این کار را انجام می‌دهیم.

با این دو تمرین می‌توانیم علایق و خواسته‌های خود را بشناسیم و حدو مرزهای خود را تعیین کنیم و توانایی مخالفت‌کردن را به‌دست بیاوریم. البته از آنجایی که دیگران هم برای خود حد و مرزهایی دارند و برای آنها ارزش قائلند، ممکن است در تعامل با آنها به تعارض برسیم، چون تغییر رفتار ما با توجه به اینکه دیگران از ما توقّعاتی دارند، مشکل ایجاد می‌کند.

چه کنم آزادی عملم را نگیرد ؟ دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا

چه جوری حد و مرز های خود را بشناسم ؟

چه جوری حد و مرز های خود را بشناسم ؟ یکی از مشکلات رایج در روابط این است که حد و مرز های خود را نمی شناسیم و اجازه می دهیم طرف مقابل رفتاری انجام دهد که تحمل آن را نداریم و به نظر ما می رسد از حد و مرز های ما رد شده است .

اگر از کسانی هستید که حد و مرز ها، و خطوط قرمز خود را نمی شناسید روابط شما بسیار شکننده می شود. هر لحظه امکان دارد به خاطر این که شما مرز های خود را اعلام نمی کنید و دیگری مرز های شما را تشخیص نمی دهد از حدود قرمز شما رد شود و بعد نتوانید با این مساله کنار بیایید.


چرا حد و مرز های خود را نمی شناسیم؟!


در واقع به ما اجازه ندادند که این افکار و احساس و رفتار خود را بشناسیم و عموماً از همان ابتدای کودکی از ما خواسته شده که احساس خود را برای جلب رضایت دیگران نادیده بگیریم. به نوعی به دیگران باج بدهیم تا ما را دوست داشته باشند و در این بین هویت واقعی ما گم شده است !


برای شناختن حد و مرز های خود :


در مواقع رای گیری و نظرخواهی مثلا برای سفارش غذا هر چه به ذهنتان می رسد را بیان کنید. نگفتن نظر شما باعث یادگیری نمی شود. نظر خود را در خصوص رفتن به سینما، بیرون رفتن با دوستانتان و لباس مورد علاقه خود بیان کنید فارغ از اینکه دیگران اون نظر رو دوست دارند ، تایید می کنند یا نه.
برای بیان خواسته های خود تلاش کنید. البته که می دانیم ما به بیشتر خواسته های خود نمی رسیم اما حداقل نظرات شما شنیده خواهد شد .
چه جوری حد و مرز های خود را بشناسم ؟ دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا

چه جوری حد و مرز های دیگری را تشخیص دهم ؟

چه جوری حد و مرز های دیگری را تشخیص دهم ؟ یکی از مشکلات رایج این است که ما نمی توانیم حد و مرز های دیگری را تشخیص دهیم و بدون این که متوجه باشیم حد و مرز های دیگران را رد می کنیم و موجبات ناراحتی آنها را فراهم می کنیم. یکی از دلایل ندیدن حد و مرز دیگران توجه نکردن یا ندیدن نشانه های ریز مخالفت در رفتار آنها است. در فرهنگ ایران غیر مستقیم صحبت کردن و تلاش برای مخالفت کردن به گونه ای که دیگری را ناراحت و معضب نکند گاهاَ موجب می شود که حد و مرز های اعلامی نادید گرفته شود. برای این که بتوانید حد و مرز دیگری را تشخیص دهید به نشانه های زیر دقت کنید.

1- اعتراض کردن ( اعتراض می تواند خیلی مستقیم یا خیلی در حاشیه اعلام شود )

2- مورد تردید قرار دادن ( رفتارهایی از سکوت گرفته تا لجبازی می تواند نشانه تردید طرف مقابل باشد )

3- دلیل آوردن های نامعقول برای رد کردن

4- در مورد شما صحبت کند به جای این که نظر خود را بیان کند. ( پرداختن به شما و حاشیه رفتن از بیان مستقیم مخالفت خود )

5- سکوت خصوصا وقتی از او درخواستی دارید.

نیاز ها

بسیار رخ می دهد به خاطر نیازی که ما داریم نشانه های مخالفت کردن را نادید می گیریم.  یا آنها را کمینه براورد می کنیم. و این تبعاتی دارد از جمله اینکه طرف مقابل تحمل نکرده مخالفت خود را سرسختانه ابراز می کند که در نتیجه ما ناراحت می شویم.

و یا طرف مقابل در معذوریت قرار می گیرد و برخلاف خواست خود کاری را انجام می دهد. که این انفعال او را خشمگین می کند و باید منتظر خراب شدن و فرار کردن او از رابطه باشیم. یا در شرایط بدتر انتقام گرفتن کمترین تاوان رفتار ما است.

چه جوری حد و مرز های دیگری را تشخیص دهم ؟دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا

چه کنم مرا دوست داشته باشد ؟

چه کنم مرا دوست داشته باشد ؟
پنج نیاز اساسی در انسان:
محبت -عشق
پذیرش
توجه
قدرت
امنیت

هرگاه در رابطه با کسی قرار بگیریم که یکی از این المان ها را داشته باشد و یا تقویت کند میتوانیم رابطه پایداری با آن فرد برقرار کنیم.
هر رابطه در ابتدا سه مرحله را طی میکند:

مرحله اول : احساس همدردی- یعنی فکر می کنیم که طرف مقابل ما حرف ما را می فهمد. این بدین معنی است که احساس می کنیم یکی از نیازهای پنج گانه ما در رابطه تامین می شود.

مرحله دوم: ایده آل سازی- بدین معنی که در این شرایط ما تمام رفتارهای طرف مقابل را طبق خواسته خود و با ذهنیت خودمان تحریف و برداشت می کنیم. به نوعی مثبت نگری مفرط و بی مورد بعضی از افراد صداقت ندارند و در این مرحله می مانند و شناخت کافی از طرف مقابل پیدا نمی کنند.

مرحله سوم: مواجه شدن با واقعیت – در این مرحله رابطه وارد فاز عشق مشروط می شود و اختلافات و مشکلات از همین مرحله آشکار می شود و ما باید هر چه سریعتر به این مرحله برسیم.

دوست داشتن دو نوع است : مشروط و غیر مشروط
اوایل ارتباط عشق و دوست داشتن غیر مشروط است ولی در مرحله سوم عشق مشروط است.

در عین حال ما برای داشتن روابط قوی و فهمیدن مشکلات یکدیگر نیاز داریم تا خود و مشکلات شخصیتی خود را بفهمیم و بپذیریم.

و هر ویژگی شخصیتی و رفتاری که روند زندگی ما را مختل کند و یا آسیب بزند بیماری است.

از آنجایی که ما در روابط مسئول ناراحتی و عواطف طرف مقابل هستیم باید مشکلات اساسی خود را در روابط بشناسیم حل کنیم.

چه کنم مرا دوست داشته باشد : دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا

با عشق یک طرفه چه کنم ؟

با عشق یک طرفه چه کنم ؟ آیا در گیر عشق یک طرفه هستم ؟ آیا در یک رابطه با عشق یک طرفه گیر افتاده ام؟
برای اینکه تشخیص دهیم کسی که به او علاقه داریم به ما علاقه ،توجه یا احساس خاصی دارد یا نه باید نشانه های زیر را بررسی کنیم.

1. آیا او واقعا شما را دوست دارد؟ ( در ابتدای این روابط اگر اعتماد به نفس ما کم باشد به شدت به دنبال این هستیم که ثابت کنیم طرف مقابل ما را دوست دارد در حالی که شواهدی بر این مدعا نداریم ).

2. با شما همدلی میکند؟ ( در مواقعی که در کنار هم هستید و مشکل یا ناراحتی دارید همدلی می بینید ؟)
3. نسبت به شما نگاه خاص بودن دارد؟ ( جوری با شما رفتار می کند که انگار متفاوت یا خاص هستید ؟ الزاما این به معنای بهتر بودن نیست حتی به شکلی خاص به شما بی توجهی می کند نشانه خاص بودن شما است )
4. شما را نوازش میکند؟ ( منظور از نوازش الزاما فیزیکی نیست هر نوعی نوازش کلامی هم نشانه است )
5. روی نقاط مثبت شما تمرکز میکند؟ ( در خصوص نقاط مثبت شما صحبت می کند یا آنها را یادآوری می کند )
6. در حضور شما احساساتش بی ثبات میشود؟
7. در اطراف شما بی قرار است؟
8. وقتی نیستید و در حضور دوستان شما مانند افراد معتاد علایم ترک را دارد؟ ( در جمع دوستان مشترکتان سراغ شما را می گیرد و بی تاب شما می شود ؟)
9. برای آینده خود با شما برنامه ریزی میکند؟ ( حتی خیال پردازی در خصوص آینده که شما هم جزوی از آن هستید )
10. دچار لغزش کلامی میشود؟ ( لغزش کلامی مانند این که عموما شما را با اسم خانوادگی صدا می زند اما پیش می آید که اسم کوچک شما از دهنش می پرد )
11. -در پوشش و رفتار و کردار تغییری کرده است؟ ( از زمانی که با شما دوست شده است پوشش یا رفتار یا استفاده از کلماتش تغییر کرده است )
12. -احساس وابستگی –اضطراب-ترس و…. دارد؟ ( زمانی که قرار است شما از جمع جدا شوید به نظر می رسد مضطرب شده است ؟)
در صورتی که شما از پاسخ به موارد بالا متوجه شدید طرف مقابل شما به شما احساس خاصی ندارد, احتمالا در یک رابطه با عشق یک طرفه قرار دارید. و حتما با یک متخصص مشورت کنید تا آسیب نبینید . عشق یک طرفه مانند خنجری در قلب است ، بیرون کشیدن ناگهانی آن کشنده است !

چرا دچار عشق یک طرفه شده ام؟

در صورتی که ما در یک رابطه با عشق یک طرفه گیر افتاده ایم, باید از ابتدا همه چیز را موشکافی کنیم و طبق مراحل زیر پیش برویم.


از خود بپرسیم چه چیزی در این فرد هست که من آن را دوست دارم؟ به نوعی فردی که عاشق او میشویم نماد یا سمبل برخی از ضعف های خودمان است که این باعث میشود ما ضعف های طرف مقابل را نبینیم. و در این مرحله از فرد مقابل ایده ال میسازیم در این مرحله باید جذابیت ها و نقاط ضعف فرد را برای خود لیست کنیم تا از ایده الگرایی بیرون بیاییم .
پاسخ به سه سوال زیر به ما کمک میکند که بهتر به سوال بالا پاسخ دهیم.

1- باید شباهت ها و تفاوت های خودمان با آن فرد را آنالیز کنیم تا از الگو های تکراری جدا شویم چون این فرد قطعا نماینده یک شخصیت یا یک الگو است.
( مثلا اگر فرد مقابل پرخاشگر است آیا ما هم پدر یا مادر پرخاشگر داشته ایم ؟ اگر آرام و بی احساس هست چطور ؟ ).
2- -باید به این سوال پاسخ دهیم که چرا عاشق فردی میشویم که به درد ما نمیخورد و ما را دوست ندارد و یا اصلا برای ما دور از دسترس است.
( در خیلی از موارد دور از دسترس بودن فرد مقابل برای ما کشننده است ! چرا ؟ ).
3- چرا رد کردن و نادیده گرفتن من از طرف او جذابیت دارد ! ( در مواردی طرد شدن توسط فرد مقابل برای ما انگیزه بیشتری برای به دست آوردن آن ایجاد می کند ).

همه موارد فوق می تواند نشانه های آسیب باشد و شناسایی و درک انها کمک کننده است.
با عشق یک طرفه چه کنم ؟ دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا

با وابستگی عاطفی ام چه کنم ؟

با وابستگی عاطفی ام چه کنم ؟ قبل از پاسخ به سوال بالا موارد زیر را بخوانید و به آنها فکر کنید !

1- شادی و غم خود را در گرو فردی دیگر که تحت کنترل و در اراده شما نیست گره نزنید.
2- بپذیریم خودمان مسئول مراقبت از احساساتمان هستیم، هرچند دیگران هم نقش دارند اما مسئول نیستند.
3- واقعیت گرایی را جایگزین ایده ال گرایی کنیم. زیرا ایده ال گرایی وابسته کننده است.
4- خود را ناتوان و بی دفاع نبینیم.
5- بین وظایف دیگران و نیاز هایمان تفکیک قائل شویم.
6- عجولانه رفتار نکنیم. ( وقتی نتوانید اضطراب را درون خود نگه دارید سریعا تبدیل به رفتاری می شود که در آینده تاوان آن را خواهید داد )
7- هر چه اضطراب بالاتر باشد وابستگی بیشتر است. ( بالاتر بودن سطح اضطراب نشان از شکنندگی بیشتر است )
8- جلوگیری از میل بدون حد و مرز ( بتوانید بین خواست و نیاز خود تفکیک قائل شوید همه خواسته های شما نیازتان نیست).

چگونه ترس از دست دادن نداشته باشم ؟

برای این موضوع مهم است بدانیم درک ما از ترس کاملا به ما وابسته است، همه به یک اندازه از حقایق زندگی نمی ترسیم مثلا همه از سوسک به یک اندازه نمی ترسند و به درکشون از این موجود ( حقیقت ) وابسته است. لذا برای اینکه ترس از دست دادن نداشته باشم باید بدانم:
الف)فرد مقابل نباید نقطه ی کانونی زندگی من باشد- ساخت ایده ال از طرف مقابل ترس از دست دادن را در ما تقویت می کند برای اینکه از طرف ایده ال نسازیم باید بدنبال عیب هایش هم بگردیم.
ب )فرد مقابل (دوست – کار- درس )اولویت اول زندگی ما نیست و خودمان اولویت دوم .( همیشه ما خودمان اولویت اول هستیم و بعد موضوعات دیگر قرار می گیرند)
ج )گروه های اجتماعی و حمایت اجتماعی من نباید قربانی شود. وقتی وارد رابطه می شویم به خاطر این رابطه ممکن است دوستان و حمایت های اجتماعی خودمان را قربانی کنیم. با این کار منبع مهمی از حمایت روانی خود را از دست می دهیم.
اگر فرد را آرمانی کنیم و به عیب هایش توجه نکنیم و گروه های حمایتی خود را از دست بدهیم و خودمان را تبدیل به اولیوت دوم زندگیمان کنیم بیشتر و بیشتربه طرف مقابل وابسته میشویم در نتیجه ترس از دست دادن نیز بیشتر می شود. به طور خلاصه اگر بخواهیم ترس از دست دادن نداشته باشیم باید میزان وابستگی خود را کمتر کنیم.
با وابستگی عاطفی ام چه کنم ؟ دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا

سمینار های پنجشنبه 8 اسفند ماه 1398

سمینار روانشناسی :

ویژه عموم مردم

پنجشنبه 8 اسفند ماه 1398

کاملا رایگان :

سمینار شماره 277: چرا دوست دارم در رابطه قوی دیده بشم؟

ساعت: 16 الی 18

سمینار شماره 278 :الفبای مذاکره عاطفی؟

ساعت : 18 الی 20

سمینار های چهارشنبه 7 اسفند ماه 1398

سمینار روانشناسی :

ویژه عموم مردم

چهارشنبه 7 اسفند ماه 1398

کاملا رایگان :

سمینار شماره 275 : تجربه ای به نام غم 2 ؟

ساعت: 16 الی 17:30

سمینار شماره 276 : خانواده ها به عنوان عامل طلاق

ساعت 17:30 الی19