با عشق یک طرفه چه کنم ؟

با عشق یک طرفه چه کنم ؟ آیا در گیر عشق یک طرفه هستم ؟ آیا در یک رابطه با عشق یک طرفه گیر افتاده ام؟
برای اینکه تشخیص دهیم کسی که به او علاقه داریم به ما علاقه ،توجه یا احساس خاصی دارد یا نه باید نشانه های زیر را بررسی کنیم.

1. آیا او واقعا شما را دوست دارد؟ ( در ابتدای این روابط اگر اعتماد به نفس ما کم باشد به شدت به دنبال این هستیم که ثابت کنیم طرف مقابل ما را دوست دارد در حالی که شواهدی بر این مدعا نداریم ).

2. با شما همدلی میکند؟ ( در مواقعی که در کنار هم هستید و مشکل یا ناراحتی دارید همدلی می بینید ؟)
3. نسبت به شما نگاه خاص بودن دارد؟ ( جوری با شما رفتار می کند که انگار متفاوت یا خاص هستید ؟ الزاما این به معنای بهتر بودن نیست حتی به شکلی خاص به شما بی توجهی می کند نشانه خاص بودن شما است )
4. شما را نوازش میکند؟ ( منظور از نوازش الزاما فیزیکی نیست هر نوعی نوازش کلامی هم نشانه است )
5. روی نقاط مثبت شما تمرکز میکند؟ ( در خصوص نقاط مثبت شما صحبت می کند یا آنها را یادآوری می کند )
6. در حضور شما احساساتش بی ثبات میشود؟
7. در اطراف شما بی قرار است؟
8. وقتی نیستید و در حضور دوستان شما مانند افراد معتاد علایم ترک را دارد؟ ( در جمع دوستان مشترکتان سراغ شما را می گیرد و بی تاب شما می شود ؟)
9. برای آینده خود با شما برنامه ریزی میکند؟ ( حتی خیال پردازی در خصوص آینده که شما هم جزوی از آن هستید )
10. دچار لغزش کلامی میشود؟ ( لغزش کلامی مانند این که عموما شما را با اسم خانوادگی صدا می زند اما پیش می آید که اسم کوچک شما از دهنش می پرد )
11. -در پوشش و رفتار و کردار تغییری کرده است؟ ( از زمانی که با شما دوست شده است پوشش یا رفتار یا استفاده از کلماتش تغییر کرده است )
12. -احساس وابستگی –اضطراب-ترس و…. دارد؟ ( زمانی که قرار است شما از جمع جدا شوید به نظر می رسد مضطرب شده است ؟)
در صورتی که شما از پاسخ به موارد بالا متوجه شدید طرف مقابل شما به شما احساس خاصی ندارد, احتمالا در یک رابطه با عشق یک طرفه قرار دارید. و حتما با یک متخصص مشورت کنید تا آسیب نبینید . عشق یک طرفه مانند خنجری در قلب است ، بیرون کشیدن ناگهانی آن کشنده است !

چرا دچار عشق یک طرفه شده ام؟

در صورتی که ما در یک رابطه با عشق یک طرفه گیر افتاده ایم, باید از ابتدا همه چیز را موشکافی کنیم و طبق مراحل زیر پیش برویم.


از خود بپرسیم چه چیزی در این فرد هست که من آن را دوست دارم؟ به نوعی فردی که عاشق او میشویم نماد یا سمبل برخی از ضعف های خودمان است که این باعث میشود ما ضعف های طرف مقابل را نبینیم. و در این مرحله از فرد مقابل ایده ال میسازیم در این مرحله باید جذابیت ها و نقاط ضعف فرد را برای خود لیست کنیم تا از ایده الگرایی بیرون بیاییم .
پاسخ به سه سوال زیر به ما کمک میکند که بهتر به سوال بالا پاسخ دهیم.

1- باید شباهت ها و تفاوت های خودمان با آن فرد را آنالیز کنیم تا از الگو های تکراری جدا شویم چون این فرد قطعا نماینده یک شخصیت یا یک الگو است.
( مثلا اگر فرد مقابل پرخاشگر است آیا ما هم پدر یا مادر پرخاشگر داشته ایم ؟ اگر آرام و بی احساس هست چطور ؟ ).
2- -باید به این سوال پاسخ دهیم که چرا عاشق فردی میشویم که به درد ما نمیخورد و ما را دوست ندارد و یا اصلا برای ما دور از دسترس است.
( در خیلی از موارد دور از دسترس بودن فرد مقابل برای ما کشننده است ! چرا ؟ ).
3- چرا رد کردن و نادیده گرفتن من از طرف او جذابیت دارد ! ( در مواردی طرد شدن توسط فرد مقابل برای ما انگیزه بیشتری برای به دست آوردن آن ایجاد می کند ).

همه موارد فوق می تواند نشانه های آسیب باشد و شناسایی و درک انها کمک کننده است.
با عشق یک طرفه چه کنم ؟ دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا

با وابستگی عاطفی ام چه کنم ؟

با وابستگی عاطفی ام چه کنم ؟ قبل از پاسخ به سوال بالا موارد زیر را بخوانید و به آنها فکر کنید !

1- شادی و غم خود را در گرو فردی دیگر که تحت کنترل و در اراده شما نیست گره نزنید.
2- بپذیریم خودمان مسئول مراقبت از احساساتمان هستیم، هرچند دیگران هم نقش دارند اما مسئول نیستند.
3- واقعیت گرایی را جایگزین ایده ال گرایی کنیم. زیرا ایده ال گرایی وابسته کننده است.
4- خود را ناتوان و بی دفاع نبینیم.
5- بین وظایف دیگران و نیاز هایمان تفکیک قائل شویم.
6- عجولانه رفتار نکنیم. ( وقتی نتوانید اضطراب را درون خود نگه دارید سریعا تبدیل به رفتاری می شود که در آینده تاوان آن را خواهید داد )
7- هر چه اضطراب بالاتر باشد وابستگی بیشتر است. ( بالاتر بودن سطح اضطراب نشان از شکنندگی بیشتر است )
8- جلوگیری از میل بدون حد و مرز ( بتوانید بین خواست و نیاز خود تفکیک قائل شوید همه خواسته های شما نیازتان نیست).

چگونه ترس از دست دادن نداشته باشم ؟

برای این موضوع مهم است بدانیم درک ما از ترس کاملا به ما وابسته است، همه به یک اندازه از حقایق زندگی نمی ترسیم مثلا همه از سوسک به یک اندازه نمی ترسند و به درکشون از این موجود ( حقیقت ) وابسته است. لذا برای اینکه ترس از دست دادن نداشته باشم باید بدانم:
الف)فرد مقابل نباید نقطه ی کانونی زندگی من باشد- ساخت ایده ال از طرف مقابل ترس از دست دادن را در ما تقویت می کند برای اینکه از طرف ایده ال نسازیم باید بدنبال عیب هایش هم بگردیم.
ب )فرد مقابل (دوست – کار- درس )اولویت اول زندگی ما نیست و خودمان اولویت دوم .( همیشه ما خودمان اولویت اول هستیم و بعد موضوعات دیگر قرار می گیرند)
ج )گروه های اجتماعی و حمایت اجتماعی من نباید قربانی شود. وقتی وارد رابطه می شویم به خاطر این رابطه ممکن است دوستان و حمایت های اجتماعی خودمان را قربانی کنیم. با این کار منبع مهمی از حمایت روانی خود را از دست می دهیم.
اگر فرد را آرمانی کنیم و به عیب هایش توجه نکنیم و گروه های حمایتی خود را از دست بدهیم و خودمان را تبدیل به اولیوت دوم زندگیمان کنیم بیشتر و بیشتربه طرف مقابل وابسته میشویم در نتیجه ترس از دست دادن نیز بیشتر می شود. به طور خلاصه اگر بخواهیم ترس از دست دادن نداشته باشیم باید میزان وابستگی خود را کمتر کنیم.
با وابستگی عاطفی ام چه کنم ؟ دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا

چرا حرف من را نمیفهمد ؟

چرا حرف من را نمیفهمد ؟ ما معمولا پیام و حرف را همراه با احساس بیان میکنیم برای همین ممکن است حرفمان شنیده نشود و کلاممان زیر احساسات ما گم شود و طرف مقابل ان را دریافت نکند.

عموما احساسمان برایمان مهمتر است در حالی که از طرف مقابل انتظار داریم منطقی باشد و منطقی پاسخ دهد که این معادله امکانپذیر نیست.

در کل یک قانون است که وقتی احساس مخابره میکنیم احساس پاسخ میگیریم.
اما نشانه های احساس در کلام یا پیام چیست؟

1)ضمیر من : به کار بردن این ضمیر یعنی حرف همراه با احساس است. یعنی در حرفهای طرف مقابل پیامی احساسی نهفته است و به دنبال آن احساس بگردیم .و از برخورد منطقی خودداری کنیم در اصل باید احساسی که پشت این من نهفته است بیرون بریزد . مثال هنگامی که طرف مقابل میگوید: < من مامانت نیستم> پاسخ او را < میدانم > ندهیم و اجازه بدهیم خشم او طی پروسه زیر تخلیه شود:
هنگامی که حس خشم داریم و بروز میکند—> تبدیل به تکانه میشود—-> تجربه احساس خشم —> احساس گناه بابت بروز خشم —-> بخشش —> صحبت منطقی
پس از عبور از خشم می توان منطقی تر صحبت کرد

2) به کار بردن کلمات کلی و کلیشه ای مثل : همیشه – هیچ وقت – باید – قطعا – اما – …از نشانه های احساساتی مثل خشم و غم و ترس و .. است که به نوعی مکانیسم دفاعی است و ریشه در نا خودآگاه ما دارد و به صورت کاملا نا هوشیار است.

3)تاکید بر آنچه که اصلا نمیخواهیم و برایمان اهمیت ندارد :که عموما به این دلیل است که چیزی راکه می خواهیم دست نیافتنی میبینیم و یا نمیتوانیم بگوییم چه میخواهیم مثلا اگر نیاز به توجه زیاد داریم اما طرف مقابل ما زمان و امکانات برآورده کردن این نیاز را ندارد به طور غیر معقول و افراطی هزینه تراشی میکنیم .

درک نشانه های بالا کمک می کند احساس مخلوط با کلام را شناسایی کرده و از هم تفکیک کنیم و به هر کدام پاسخ خودش را بدهیم

چرا حرف من را نمیفهمد ؟ دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا

چگونه یک رابطه را شروع کنم ؟

چگونه یک رابطه را شروع کنم ؟ در ابتدای شروع و آشنایی با یک فرد خاص اشتراک داشتن مهمترین فاکتور است

نشانه های اشتراک بین دو نفر چیست؟


1) احساس ترس او شما را میترساند ( برای مثال اگر در رابطه این فرد مقابل از آینده می ترسد و شما هم از آینده می ترسید یا شما از نداشتن کنترل یا تسلط بر شرایط می ترسید و فرد مقابل هم می ترسد نشانه اشتراکات است )

2) احساس نیاز به خوشحال کردن طرف مقابل ( اگر فکر کردید نیاز دارید طرف مقابل را خوشحال کنید و احساس کردید او هم برای خوشحال کردن شما تلاش می کند نشانه اشتراک است )

3) علاقه به کنترل کردن فرد مورد نظر- تحت تاثیر قراردادن نوعی کنترلگری است ( ما هر چه را دوست داریم می خواهیم در اختیار و کنترل ما باشد و این نشانه خواشتن موضوع مورد نظر است )

4) به شدت تمایل به داوری کردن و قضاوت کردن طرف مقابل(به شکل کنجکاوی ) عموما چیزی که برای ما مهم است دوست داریم در مورد آن اظهار نظر کنیم و آن را قضاوت کنیم )

5) خیال پردازی ( یکی دیگر از نشانه های اشتراک با فرد مقابل این است که شما درباره او آینده با او خیال پردازی می کنید و طرف مقابل هم این خیال پردازی ها را دارد

در صورتی که فکر کردیم دو تا از موارد بالا را داریم باید ببینیم او نیز با ما همین حس را دارد و آیا در این پنج مورد باهم اشتراک داریم یا نه بعد وارد مرحله شناخت میشویم.
در نظر داشته باشیم این موضوعات باید دو طرفه باشد.
چگونه یک رابطه را شروع کنم ؟ دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا

ابراز احساسات در ابتدای رابطه

ابراز احساسات در ابتدای رابطه : در هنگام شناخت و شروع رابطه فقط باید برای طرف مقابل وقت گذاشته و احساسات خود را برای طرف مقابل سرمایه گذاری کنیم که البته برای ابراز احساسات سه شرط وجود دارد:
1- بدون قضاوت و داوری ( به شکل معمول ما اجازه نداریم احساسات دیگران را قضاوت و داوری کنیم . اینکه فردی خشم یا ترس یا غم را تجربه می کند حتما می کند ! اینکه شما بگویی بی خود خشم داری یا بی خود غمگین هسی قضاوت احساسات فرد دیگر است )
2 – در محیط امن ( ما اجاره نداریم فرد مقابل را بابت احساساتش تنبیه کنیم ! مثلا چون اون فرد خشم دارد یا غم دارد طرد کنیم یا توهین کنیم یا هر تنبیه دیگری فرد مقابل بالغ بوده و فرد بالغ قابل تنبیه برای تغییر در رفتارش نیست )
3- توسط دوطرف بیان شود( برای ایجاد احساس امنیت باید احساسات را بیان کرد و از طرفی هم شنید نمی تواند این احساسات یک طرفه باشد برای مثال ما طرف مقابل را دوست داریم و اجازه می دهیم او هم ما را دوست داشته باشد )

محیط امن یعنی هرکسی احساس خود را بدون ترس بیان کند و این محیط امن نیازمند این است که هر کسی خود واقعی اش باشد. برای این مهم باید خودمان باشیم یعنی اینکه در مورد احساسات و خواسته ای خود بدانیم و سپس بیان کنیم.

وقتی ما خودمان باشیم و احساسات خود را درست بشناسیم و بیان کنیم بعد از مدتی بین دو نفر الگوی ارتباطی شکل میگیرد وبر اساس این الگو ماباید ببینیم در این رابطه بمانیم یا از آن خارج شویم.

رابطه مانند یک بذر است وبرای رشد نیاز به یک سری عوامل و شرایط دارد. که مهمترین آن احساسات واقعی ما است .
ابراز احساسات در ابتدای رابطه : دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا

نیاز های یک رابطه

نیاز های یک رابطه : در جواب این سوال باید بدانیم که احساسات (ترس-خشم-غم-شادی و …) با ارزش ترین چیزهای انسان است که در روابط بین دو نفر به اشتراک گذاشته میشود ولی این موضوع خوشایندی برای ما نیست. به همین منظور ما با کسی عواطف و احساساتمان را به اشتراک میگذاریم که دارای سه فاکتور زیر باشد:

1-به ما توجه کند و ما را درک کند
2-ارزشمندی ( برای احساسات ما ارزش قائل باشد حتی اگر قادر به درک آنها نیست )
3-اجازه بیان خواسته ها و احساسات ( فرد مقابل به ما اجازه می دهد احساساتمان را بیان کنیم و بابت این کار ما را تنبیه نمی کند حرف ما را قطع نمی کند یا ابراز کلافگی نمی کند )

در صورتی که در کودکی چیزی را گم کرده باشیم به محض یافتن آن در دیگری جذب آن فرد میشویم.

اما ما باید بدانیم که اصلا رابطه چیست؟

رابطه تعامل دو نفره ای است که در آن میتوان احساسات و خواسته ها را بدون خودداری و قضاوت در میان گذاشت.
به نقل ازیک محقق آمریکایی برای یک ارتباط سالم به 12 رابطه شکست خورده نیاز داریم.

ملزومات ساختن رابطه :

1- بستر: اجتماع – یعنی محیط هایی برای پیدا کردن کسی یا فردی
2- مهارت: به دنبال راحتی در روابط هستیم. ما در روابط به دنبال آرامش و چالش هستیم که هردو برای زندگی لازم است.
معمولا انتخابهای ما براساس آموخته های ماست. گاهی ما از ترس طرد شدن رابطه را تمام میکنیم و گاهی هم اصلا رابطه ای را شروع نمیکنیم.
3- شناخت : باید بدانیم از رابطه چه می خواهیم و واقعا به دنبال ارضای چه نیازی هستین یا به عبارتی رابطه قرار است به کدام نیاز شما پاسخ دهد.

نیاز های یک رابطه : دپارتمن آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا

ترس از دست دادن شریک عاطفی

ترس از دست دادن شریک عاطفی : ترس ناشی از چیست؟ عموما ترس های ما به دلیل دو چیز شکل میگیرد.

1-بقا —-> که اکتسابی است مثل ترس از آتش و پرتگاه ….
2-نیاز—-> ما از 5-10 سالگی وابستگی داریم به خانواده به این دلیل که خانواده نیازهای ما را تامین میکند و این باعث میشود تا از دست دادن خانواده ما را مضطرب کند و احساس ترس ایجاد کند.

نشانه های ترس و اضطراب تقریبا شبیه هم هستند :

عرق کردن –تپش قلب- آشوب معده- لرزش-تمرکز مختل میشود- تنفس نا منظم- حرکت مردمک چشم- خشک زدگی- تاثیر بر روی خواب و خوراک- خشک شدن دهان-فرار- تنفس در عضلات

در صورتی که نشانه های بالا را داشته باشیم یعنی دچار ترس شده ایم  که میتواند ترس از دست دادن شریک عاطفی مان باشد
البته که این ترس در نتیجه این است که ذهن ناهوشیار ما زودتر از خود ما متوجه از دست دادن و ترس میشود. اما برای اینکه اضطراب ما را کاهش دهد و با ترس مقابله کند از مکانیسم های دفاعی استفاده میکند که به شرح زیر هستند:

1) انکار —> اینگونه افراد معمولا موضوع را به شوخی میگیرند یا اصلا جدی نمیگیرند و به نوعی دچار خود فریبی هستند.
2) نادیده گرفتن —> در این حالت نشانه های ترس و از دست دادن را نمیبینیم
3) کوچک شمردن —> موضوع را کوچک و بی اهمیت جلوه میدهیم
4) بزرگ کردن احساس مخالف —> یعنی احساس مخالف خود را بزرگ و معکوس میکنند.
5) برای خود دنیای فانتزی میسازند
6) بازیابی خاطرات —> كه این موضوع خطرناک است.
7) خشم از خود —> از خودمون عصباني هستيم و خود رو مقصر مي دونيم

با ترس از دست دادن طرف مقابل چه کنم ؟

در میان موارد که قبلاَ گفته شده تنها موردی که به ما ضربه میزند خشم از خود است. اما به طور کلی این مکانیسم ها راهکار مناسبی برای ما نیستند این راهکارها در کودکی برای ما کارآمد بودند و الان ما برای مقابله با ترس های خود نیازمند مکانیسم هاي جديد تر و کامل تری هستیم.

برای غلبه بر ترس از دست دادن باید مراحل زیر را  بدانیم :
1- بدانیم که شریک عاطفی ما تحت کنترل ما نیست.
2- جدایی را به عنوان بخش انکار ناپذیر رابطه بدانیم.
3- باید ترس های خود را در رابطه بشناسیم و آن را بررسی کنیم.
4- مکانیسم های دفاعی خود را برای کاهش ترس تشخیص دهیم .
5- در این مرحله ما توسط ابزارهای آگاه شدن به فریب ذهن میتوانیم متوجه فریب های ذهن نا هوشیار خود شویم
6- تلاش کنیم الگوی ارتباطی خود را کشف کنیم و ترسیم کنیم که ممکن است این کار نیازمند مراجعه به روانشناس داشته باشد.
در نهایت تمامی این پروسه منجر به این مي شود که با شناختن الگوی ارتباطی خود رابطه بعدی خود را درست تر بنا کنیم.

ترس از دست دادن شریک عاطفی : دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا

نشانه های افراد سوء استفاده گر عاطفی

نشانه های افراد سوء استفاده گر عاطفی : سو استفاده عاطفی یک ابزار است بدین معنی که نه بعد منفی دارد نه بعد مثبت
کسانی که سواستفاده عاطفی میکنند یک سری نشانه ها را دارا هستند:

▪ مسخره میکنند
▪ به افکار و عقاید و رفتار دیگران بی احترامی میکنند
▪ موقعیت شما را کم ارزش میکنند
▪ عموما فکر میکنند مسیر آنها درست و سنجیده و مسير ما غلط است
▪ احساسات دیگران را نقد و بی ارزش میکنند
▪ ما در کنارشان احساس کم ارزش بودن داریم
▪ همیشه به شما عنگ حساس بودن و وسواس بودن میزنند
▪ توانایی تحمل مسخره شدن را ندارند
▪ عموما شما مقصر مشکلات هستید
▪ با زبان بدن یا رفتارهای غیر مستقیم شما را تحقیر میکنند
▪ عموما به شما برچسب بازنده یا ضعیف میزنند
▪ از مرزها و حریم های دیگران رد میشوند
▪ شما را سرزنش میکنند
▪ برای بیان عقاید و افکار و آرزوهاي خودتان معذب میشوید
▪ کلمات – جملات-ادبیات شما را اصلاح میکنند

گام های مقابله با افراد سوء استفاده گر عاطفی

1-شناخت یعنی باید آن رفتار بخصوص را که نشانه های سو استفاده گری دارد را تشخیص بدهیم
2-ما باید حقوق خود را بشناسیم ( کار بسیار سختی است)
3- بپذیریم که فرد سو استفاده گر تغییر نمیکند
4-به دنبال تلافی کردن نباشیم این یعنی درگیر بازی او نباشیم
5- عواقب رابطه طولانی مدت با این فرد را بررسی کنیم و تحلیل کنیم
6- رفتارهای طرف مقابل را به نشان دهیم یعنی نحوه سو استفاده را برایش بیان کنیم
7- احساسات خود را به طرف مقابل منتقل کنید
8-نتیجه نهایی این چرخه را به او نشان دهید
در بسیاری از مواقع دلیل حال بد ما ندانستن دلیل وقایع و اتفاقات است و به همین دلیل حال بدی پیدا میکنیم .
برای انتقام از اینگونه افراد دو راه هست:
1-اعتماد به نفس پایین او را مورد حمله قرار دهید
2-حسادت اورا تحریک کنید.
دلایل بنیادینی که باعث میشود افراد سواستفاده گر شوند کمبودها و ضعف های آنهاست معمولا آنها گدای محبت و توجه هستند
افراد سو استفاده گرعموما جزو افراد خودشیفته یا ضد اجتماعی یا دو قطبی هستند.

نشانه های افراد سوء استفاده گر عاطفی : دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا

چه تفاوت هایی در رابطه خطرناک است ؟

چه تفاوت هایی در رابطه خطرناک است ؟ تفاوتها عموما به انواع مختلف وجود دارند:

تفاوتهای ساختاری :

تفاوتهایی که مربوط به شخص میشود مثل تفاوت در نگرش و مذهب و شغل و تحصیل و علایق ….
عموما این تفاوتها در بافت فرهنگی شکل میگیرد و جز شخصیت و علایق فرد است و مربوط به رابطه ای است که فرد با پدر و مادر داشته است.

تفاوت درانتظارات :

این مورد مربوط به رابطه ای است که پدر و مادر با هم داشته اند و باورها و تعریف های ما را شکل داده  و ممکن است که برای ما خوشایند باشد یا نباشد و باعث میشود ما در زندگی خود به دنبال فرار از این باورها و تعریف ها باشیم یا به دنبال برگشت به این باورها و تعریف ها است.
تعاریف و ساختارها قابل تغیر هستند و می توان بر سر آنها توافق و مذاکره کرد.

تفاوت در نگرش نسبت تغییر:

بسیاری از افراد اعتقاد دارند که تغییر شدنی نیست و این افراد از تغیر میترسند و نسبت به آن گارد دارند و این موضوع باعث ایجاد تعارض میشود.
تعارضات زمانی ایجاد میشوند که افراد نمیتوانند در قبال تفاوتها تغییر کنند و یا طرف مقابل را تغیر دهند و این به معنی است که تفاوتها به خودی خود مشکل ایجاد نمیکنند بلکه نحوه برخورد ما با اختلافات و چگونگی مدیریت این اختلافات تعیین کننده شدت و نوع تعارضات است.

با وجود اینکه تفاوتها و اختلافات قابل مدیریت کردن و گاها حل شدنی هستند اما برخی از تفاوتها هستند که قابل تغیير و مذاکره نیستند و خطرناک هستند و باید قبل از شروع رابطه بررسی شوند این نوع از تفاوتها نشانه هایی دارند که به شرح زیر است :

1-احترام متقابل :

در واقع هنگامی که تفاوتها و اختلافات به حدی باشد که موجب از بین رفتن احترام متقابل شود
یعنی طرف مقابل من برای نظر من و حرف و خواسته من ارزش و احترام قایل نیست و این موضوع به عنوان نشانه ای است که میتوان متوجه خطر در رابطه شد

2-اعتماد:

هنگامی که متوجه مخفي كاري و دروغ در طرف مقابل میشوید و احساس میکنید که طرف مقابل میخواهد با این رفتارها جلب توجه کند که در حالت عادی و با رفتارهای عادی نمیتواند.

3- صداقت:

هنگامی که در رابطه نمیتوانیم خودمان باشیم و نمیتوانیم ابراز وجود کنیم و این به دلیل ترس از قضاوت شدن است و باعث میشود صداقت نداشته باشیم و یا طرف مقابل با ما صادق نباشد.

4- حمایت کردن :

هنگامی که طرف مقابل ما در مورد موضوعی با ما موافق نیست  و به خاطر اینکه خودش موافق نیست حمایت نمیکند و میخواهد ماراهم با خودش هم نظر کند و خواسته خودش را تحمیل کند،اين نشانه خطر است زیراشریک عاطفی ما در هر صورت باید حامی باشد و این حمایت الزاما به معنی موافقت و همراه شدن نیست .

5- عدالت / برابری

شرایط و قوانین باید برابر و عادلانه باشد و اگرنباشد یعنی به نوعی نشانه خطر است در مورد هر موضوعي باید توافق و مذاکره داشته باشیم  و حق و حقوق هر کسی در رابطه رعایت شود.

6- هویت فردی:

عموما نباید به خاطر حفظ رابطه هویت فردی و داشته های شخصی خود را از دست بدهیم مثل هنگامی که  از جمع دوستان فاصله میگیریم و یا کار خود را از دست میدهیم و……
درست است که رابطه محدودیت هایی را به وجود می آورد و تا حدودی هویت فردی را مخدوش میکند اما نباید این موضوع خیلی زیاد باشد.

چه تفاوت هایی در رابطه خطرناک است ؟ دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره

چطور یک رابطه سالم را از رابطه نا سالم تشخیص بدم ؟

چطور یک رابطه سالم را از رابطه نا سالم تشخیص بدم ؟ از آنجایی که ما در کودکی مفاهیمی چون : عشق و امنیت و لذت ….. را می آموزیم می خواهیم در روابط بزرگسالی خود نیز آنها را پیاده کنیم حتی اگر تعاریف ما تعاریف درستی نباشد باز هم خودمان انتخاب میکنیم که با همان باورهای اشتباه زندگی کنیم.
در اصل باید ديد سلامت رابطه از دید یک آدم سالم را میخواهیم بررسی کنیم یا نا سالم، البته هیچ انسانی صد در صد سالم نیست.

برای تشخیص سلامت رابطه دو مولفه داریم:

1-کارکرد

اگر رابطه ای کارکرد و روال عادی و طبیعی زندگی من را مختل کرده باشد یعنی ناسالم است

2-لذت:

ممکن است در رابطه احساس خوب و لذت بخشي نداشته باشیم و این نیز نشان دهنده یک رابطه ناسالم است.

حال با توجه به این دو مولفه چهار حالت در روابط داريم :

روابط ایده آل

در این رابطه هم لذت بالاست هم کارکرد که این متعالی ترین نوع رابطه است.

روابط اعتیادی

در این روابط هیچ کارکردی وجود ندارد و صرفا رابطه سراسر لذت بخش است.

روابط هم وابستگی

این رابطه هم صرفا با وابستگی ادامه می یابد و هیچ لذت و کارکردی در آن وجود ندارد.

روابط سواستفاده گری

این روابط صرفا برای کسب منافع یکی یا دو طرف شکل میگیرد و هیچ لذتی در آن وجود ندارد.

حال برای اینکه بتوانیم نوع رابطه خود را انتخاب کنیم یا تشخیص دهیم که نوع رابطه مان کدام است باید بدانیم که آدم سالم یا آدم ناسالم مد نظر ماست:
اگر فرض بر این باشد که ما انسانها همه سالم هستیم پس رابطه ی ایده آل بهترین رابطه برای انسانهاست اما این فرض غلط است.

چون همه انسانها سالم نیستند به فرض اگر من تشنه پول و قدرت هستم به دنبال آن میروم و در رابطه سواستفاده گری قرار میگیرم و این انتخاب خودم است و در واقع من خودم هم میدانم که در رابطه سالمی قرار نگرفته ام اما انتخابم همین است چون به نیازهایم پاسخ میدهد.

در صورتی که در گیر روابط سواستفاده گری- اعتیادی- هم وابستگی هستیم باید به مشاور مراجعه کنیم تا رابطه بتواند ادامه پیدا کندو هر دو طرف رابطه باید به درمانگر مراجعه کنند.

برای تشخیص رابطه سواستفاده گری

باید کشف کنیم که با چه موضوعی به چالش کشیده میشویم و با چه چیزی مسیله داریم چون در رابطه های خود به دنبال جبران یا فرار از آن موضوع هستیم.

برای تشخیص رابطه هم وابستگی

این روابط مربوط به کسانی است که در کودکی آسیب های جدی دیده اند و شناخت دقیقی از خودشان ندارند به همین دلیل فريب كاري و نمایش در این افراد زیاد است و این فریب و نمایش را در روابط خود هم مي آورند.

لجبازی-نمایش و فریب- احساس گناه در برابر شریک عاطفی خود شيريني از ویژگی های این افراد است.

چطور یک رابطه سالم را از رابطه نا سالم تشخیص بدم ؟ دپارتمان آموزش مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره احیا